بن موسى بن بابويه ازدواج كرد ولى از آن زن صاحب فرزند نشد .
پس نامهاى براى شيخ ابو القاسم حسين بن روح رضى اللَّه عنه نوشت كه از حضرت صاحب عليه السّلام مسألت دارد تا در بارهء او دعا كند و خداوند اولاد فقيهى بوى روزى فرمايد . در جواب او مرقوم بود : عنقريب كنيزى ديلمى خواهى گرفت ، و از او صاحب دو فرزند فقيه ميشوى .
و هم ابن نوح گفت : ابو عبد اللَّه بن سوره حفظه اللَّه به من گفت : على بن بابويه سه پسر داشت . محمد ( شيخ صدوق ) و حسين كه هر دو فقيهى ماهر در حفظ حديث بودند . احاديثى كه آنها حفظ داشتند ، هيچ كس از دانشمندان قم حافظ نبودند اين دو ، برادرى بنام حسن داشتند كه نفر وسط و بعبادت و زهد اشتغال داشت و با مردم آميزش نميكرد و از فقه بىبهره بود .
ابن سوره ميگفت : هر وقت ابو جعفر ( صدوق ) و ابو عبد اللَّه ( حسين برادر او ) شروع بنقل روايت ميكردند ، مردم از قوهء حافظه آنها متعجب ميشدند ، و به آنها ميگفتند : « اين مقام اختصاصى را شما بر اثر دعاى امام زمان عليه السّلام يافتهايد » اين مطلب در ميان اهل قم مشهور است .
باز شدن زبان سرور
همچنين ابن نوح گفت : شنيدم ابو عبد اللَّه بن سورهء قمى ميگفت : از « سرور » كه مردى عابد و متهجد بود و من در اهواز او را ديدم ولى حالا نسبش را فراموش كردهام ، شنيدم كه ميگفت : من لال بودم و سخن نميگفتم پدر و عمويم مرا در بچگى كه سيزده يا چهارده سال داشتم نزد حسين بن روح بردند و از او خواستند كه از حضرت خواهش كند در بارهء من دعا فرمايد تا خداوند زبان مرا بگشايد .
حسين بن روح گفت : دستور رسيده كه براى تأمين اين منظور بكربلا برويد . « سرور » گفت من و پدر و عمويم بكربلا رفتيم و غسل نموده به زيارت پرداختيم در اثناى زيارت پدر و عمويم صدا زدند : اى سرور ! با زبان فصيح گفتم : بله !