تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١

محمد بن ابراهيم مهزيار

شيخ طوسى ( ره ) در كتاب « غيبت » مىنويسد . معجزات وجود اقدس امام زمان عليه السّلام بيش از آنست كه شمرده شود ، ولى ما در اينجا قسمتى از آن را مىآوريم از جمله : جماعتى از علماء براى ما از ابو القاسم جعفر بن محمد بن قولويه از محمد ابن يعقوب كلينى ( ره ) نقل كرده‌اند كه او با سند خود از محمد بن ابراهيم بن مهزيار روايت نموده كه گفت : بعد از رحلت حضرت عسكرى عليه السّلام در خصوص امام بعد از وى ترديد كردم . اموالى از سهم امام نزد پدرم جمع شده بود ، من آنها را برداشته بكشتى نشستم و او را مشايعت كردم . ناگاه تب شديدى بر وى ( پدرم ) عارض شد . بطورى كه گفت : فرزند ! مرا برگردان ! مرا برگردان ! كه اين تب علامت مرگ است سپس گفت : در خصوص اين مال راه احتياط را پيش گير . آنگاه وصيت نمود و وفات يافت . من پيش خود گفتم : پدرم به چيز نادرست وصيت نكرده است . اين اموال را بعراق حمل ميكنم و خانه‌اى كنار شط اجاره كرده ميمانم و هيچ كس را از جريان مطلع نمىگردانم ، اگر مطلب برايم روشن شد و همانطور كه زمان حيات امام حسن عسكرى عليه السّلام روشن بود ، دانستم امام كيست اين اموال را به آن كس كه امام است مىدهم و گر نه به فقرا قسمت ميكنم . پس بعراق آمدم و كنار شط خانه‌اى اجاره كردم و چند روزى ماندم . روزى ديدم قاصدى آمد و نامه‌اى به من داد كه نوشته بود . اى محمد ؟ فلان مقدار مال در فلان چيز نزد تو هست ! هر چه من آورده بودم و خودم از آن اطلاع نداشتم ، نام برده بود . من آن اموال را بقاصد تسليم نمودم و چند روزى منقلب و غمگين ماندم تا اينكه نامهء ديگرى بافتخار من صادر گشت كه : ما تو را بجاى پدرت وكيل نموده‌ايم پس حمد خداى را بجاى آور . در ارشاد مفيد نيز از ابن قولويه از كلينى از على بن محمد از محمد بن جمهور