سال در جهان زيست . بدون اينكه چيزى از قوهء تفكرش كم شود و هم او معروف به « ذو الحلم » بود « ملتمس يشكرى » شاعر در بارهء او گفته است :
لذى الحلم قبل اليوم ما تقرع العصا * و ما علّم الإنسان الّا ليعلما
يعنى : صيفى بن رياح معروف به ذى الحلم را پيشتر نرمى و ملاطفت بود .
انسان چيزى نميداند مگر اينكه به ديگران تعليم دهد .
ضبيرة بن سعيد بن سعد بن سهم بن عمر ، بگفتهء شيخ دويست و بيست سال عمر نمود ، و اصلا پير نشد . او اسلام را درك كرد ولى اسلام نياورد .
ابو حاتم سيستانى « 1 » و رياشى از عتبى و او از پدرش نقل كرده كه گفت :
هامش
( 1 ) ابو حاتم سهل بن محمد بن عثمان سيستانى - متولد سال 160 و متوفى در يكى از سالهاى 248 - 250 - 254 هجرى از شاگردان دانشمند نحوى معروف « اخفش » و استاد ابن دريد و مبرّد ، و خود سرآمد دانشمندان بصره بود . در علوم نحو ، لغت ، قرائت و حديث شهرتى بسزا داشته است .
ابو حاتم كتابهاى زيادى نوشته كه از جمله كتب جالب زير است : كتاب اعراب قرآن ، كتاب قراءات ، كتاب فصاحت ، كتاب وحوش ، كتاب پرندگان ، كتاب نخله ( درخت خرما ) كتاب تير و كمان ، كتاب شمشير و نيزه و اسب و زره ، كتاب حشرات ، كتاب زمستان و تابستان كتاب زنبور و عسل . كتاب شتر ؛ كتاب گياهان ، كتاب وصايا ، و كتاب معمّرين . كتب ابو حاتم همه به زبان عربى بقلم آمده . معروفترين اثر او كتاب اخير يعنى « المعمّرون » است .
« المعمّرون » نخستين كتاب در بارهء اشخاص طويل العمر است كه نزديك به 1200 سال از عمر آن ميگذرد ! به نقل نجاشى هشام كلبى پيشواى مورّخين نيز « المعمّرون » نوشته است .
بگفتهء « عبد المنعم عامر » در مقدمه طبع جديد المعمرون : خوانندگان معمرين ديگرى را در تاريخ اسلام و عرب نمىبيند كه ابو حاتم نقل نكرده است .
آنچه در كتابهاى ديگر آمده است ، در اين كتاب موجود ، ولى هر چه در اين كتاب آمده ، در كتب ديگر نيست . و اين معنى خود دليل بر قدمت و اهميت تاريخى كتاب « المعمّرون » است ، و مىرساند كه اين كتاب جامعترين اثر ، در بارهء ضبط احوال اشخاص طويل العمر است .
كتاب « المعمّرون » نخست در سال 1899 ميلادى توسط « گلدزيهر » خاورشناس يهودى آلمانى در شهر « ليدن » هلاند به تنهائى چاپ و منتشر شد . و در سال 1961 ميلادى با پيوست كتاب كوچك « الوصايا » با مقدمه و تعليقات عبد المنعم عامر در مصر انتشار يافته است .
قسمت عمدهء اين كتاب را شيخ صدوق در « كمال الدين » و شيخ طوسى در « غيبت » و سيد مرتضى در « الغرر و الدرر » نقل كردهاند كه قسمت مهم آن در اين كتاب آمده است .
بقيه نيز براى تكميل اين مطلب در آخر اين باب بطور فهرست ثبت ميگردد .
تذكر اين نكته ضرورى است كه آنچه را دانشمندان ما از ابو حاتم و ساير دانشمندان اهل تسنن ، در اين باب نقل كردهاند نه اينست كه صد در صد پذيرفتهاند ؛ بلكه خواستهاند بگويند اهل تسنن چگونه عقيده به اينها دارند ، ولى طول عمر امام زمان را انكار ميكنند ، يا محال ميدانند ؟ ! .