تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
ديديم شما در اين محل رحل اقامت افكنده‌ايد ، نزد شما آمده‌ايم كه از يكى از شما فوائد و طرفه‌اى اخذ كنيم . اكنون كه شما را ديده‌ايم اميدواريم با بزرگوارى خود ما را محروم نسازيد . پيرمرد گفت : عزيزان من ! خداوند شما را زنده نگاهدارد ، دنيا مرا از آنچه شما از من ميخواهيد محروم ساخته است . اگر فائده‌اى از لغت عرب را خواستار باشيد ميتوانيد از « ابو وهابيه » اخذ كنيد و با دست اشاره بچادر بزرگى نمود كه مقابل آن بود ما نيز بچادر مزبور رفتيم . ديديم پير مردى دراز كشيده و عده‌اى از خدمتكارانش دور او را گرفته‌اند . بوى سلام نموديم و آنچه ميان ما و پسرش ( پير مرد اولى ) گذشته بود به اطلاع او رسانديم . او گفت : عزيزان من ! خداوند شما را زنده نگاهدارد . من نيز همان عذرى را دارم كه پسرم از شما خواست ! ولى ميتوانيد از پدر من كه در خانه‌اش مىباشد استفاده كنيد و با دست اشاره بچادرى پاكيزه نمود . ما بيكدگر گفتيم ديدن پدر اين پير مرد فرتوت از هر فائده كه بخواهيم از او ببريم بهتر است . اگر فائده‌اى هم ببريم استفاده جداگانه‌ايست كه به حساب نمىآوريم ! پس بجانب چادر مزبور رفتيم . ديديم عدهء زيادى از غلامان و كنيزان دور او را گرفته‌اند . چون آنها ما را ديدند به طرف ما شتافتند و بما سلام كردند و گفتند : خدا بشما عمر دهد ، چه ميخواهيد ؟ گفتيم : ميخواهيم بآقاى شما سلام كنيم و از محضرش استفاده نمائيم . گفتند : هر گونه استفاده‌اى ميتوانيد از آقاى ما ببريد . سپس يكى از خدمتكاران رفت و براى ما اجازهء ورود گرفت و ما را نزد او برد . وقتى وارد چادر شديم ديديم سريرى در صدر قرار داده و در دو طرف آن پشتيها و بالشى گذارده‌اند و پير مردى سالخورده كه موى سرش ريخته است سر خود را روى آن نهاده است . ما با صداى بلند سلام كرديم و او هم به خوبى جواب داد . سخنگوى ما آنچه را بفرزندش گفته بود بوى نيز گفت ، و توضيح داديم كه شما را بما معرفى كرده‌اند تا فوائدى از شما دريافت داريم . پير مرد ديدگان خود را كه در حدقه‌هاى گودش فرو رفته بود گشود و بغلامان خود گفت : مرا بنشانيد .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 545 | العلامة المجلسي / على دوانى