تحصيل كمك ديگران است . اشتباه آدمى گرفتارى ببار مىآورد . رفتار بد اسباب منفعت را قطع مىكند . كينهها باعث جدائيها ميگردد . سپس اين شعرها بگفت :
اكلت شبابى فأفنيته * و أفنيت بعد دهور دهورا
ثلاثة اهلين صاحبتهم * فبادوا فأصبحت شيخا كبيرا
قليل الطّعام عسير القيام * قد ترك الدّهر خطوى قصيرا
ابيت اراعى نجوم السّماء * اقلّب أمرى بطونا ظهورا
يعنى : من جوانى خود را پشت سر گذاشتم ، و بعد از زمانها ، روزگارها بسر آوردم . در اين مدت با سه فرقه هم صحبت گشتم ، همهء آنها مردند ولى من ماندم و امروز پير مردى سالخورده ميباشم . غذايم كم و ايستادنم مشكل . زمانه مرا خميده گردانيده شب را بيدارم و ستارگان آسمان را مينگرم ، و از سرنوشت و وضع خود ناراحت هستم .
مستوغر بن ربيعه
مستوغر بن ربيعة بن كعب بن زيد بن منات بن تميم بن مرّ بن ادّ بن طانحة بن الياس ابن مضر معروف به « مستوغر » نيز يكى از معمّرين است . علت اينكه او را مستوغر ميگفتند ، اين شعرى است كه وى گفته است در بارهء اسبى كه غرق شد :
ينشّ الماء في الرّبلات منها * نشيش الرّضف في اللّبن الوغير
يعنى آب در ميان گوشتهاى سخت مىجوشيد مانند جوشيدن سنگ داغ در شير جوش آمده و بمناسبت لفظ « و غير » در اين شعر او را « مستوغر » گفتند ) علماى انساب گفتهاند : مستوغر سيصد و بيست سال در جهان زندگى كرد و اسلام را درك نمود يا نزديك بود درك كند . ابن سلام گفته است مستوغر از قديم الايام مانده بود و عمر طولانى نمود تا جايى كه راجع به طول عمر خود گفت :
و لقد سئمت من الحياة و طولها * و عمرت من عدد السّنين مئينا
مائة اتت من بعدها مأتان لى * و ازددت من عدد الشهور سنينا