هر دو در شخصى جمع شد ( يعنى عاقلى ترا نصيحت كرد ) سزاوار است كه پيروى او را به گردن گيرى .
آنچه در لوح اهرام مصر نوشته بود
عبد اللَّه بن محمد بن عبد الوهاب از احمد بن محمد بن عبد اللَّه بن يزيد شعرانى كه از فرزندان عمّار ياسر رضى اللَّه عنه است براى من نقل كرد ، كه ابو القاسم محمد بن قاسم بصرى ، ميگفت : ابو الحسن خمارويه بن احمد بن طولون « 1 » در مصر « 2 » گنجهائى بدست آورد كه پيش از وى نصيب هيچ كس نشده بود . سپس او را ترغيب كردند تا دو هرم از اهرام « 3 » ثلاثه مصر را خراب كند ، شايد در آن نيز
هامش
( 1 ) احمد بن طولون حكمران معروف مصر و شام بوده كه از سال 254 هجرى تا سنه 270 در آن كشور با كمال قدرت حكومت داشته است .
( 2 ) « مصر » كه اين كشور بدين نام موسوم است ، در اصل اسم نوهء حضرت نوح عليه السّلام بوده بدين شرح : مصر بن بنصر بن حام بن نوح ( ع ) وى نخستين كسى است كه در آن سرزمين سكونت گزيد . بعد از طوفان ، مصر ، با 30 نفر از برادرانش در آنجا اقامت نمودند .
( الخطط و الآثار مقريزى ج 1 ص 35 )
( 3 ) اهرام مصر - سه بناى عظيم و بسيار بلند و تاريخى كشور مصر است كه پنج هزار سال پيش فراعنه مصر براى مدفن خود ، ساختهاند . اين بناها سرا پا از سنگ ساخته شده ، و از عجائب هفتگانهء دنيا بشمار ميرود . بزرگترين آنها 138 متر است . اينك توصيف آن را از ( جغرافى جهان ) بخوانيد :
« اين كوههاى آدمى آفريدهء سنگى كه بر فراز جسد پادشاهان ديرين مصرى ساختهاند ، يكى ديگر از شگفتيهاى هفتگانهء جهان بشمار ميرفت ، و آنها را بمناسبت شكل مخصوصشان « هرم » نام نهادهاند . همه اين هرمها را صاحبانشان در دوران زندگى خويش برپا داشته و براى روزهاى پس از مرگ آماده كرده بودند . ضمنا هر پادشاه ميكوشيد كه آرامگاه كوه مانند خود را برتر و بزرگتر از آن فرمانروايان پيش خويش ، بسازد .
اين اهرام سه تا بيش نيستند و به اهرام سهگانه مشهورند . اندازهء آنها با هم يكى نيست .
بزرگتر آنها به خئوپس تعلّق داشته است . پادشاه مزبور نزديك بسه هزار سال پيش از زادن مسيح ميزيسته است . ميگويند براى ساختن اين هرم گروهى كارگر بالغ بر صد هزار نفر در طول مدتى نزديك به ده سال يكسره به كار مشغول بودهاند . . . آرامگاه خئوپس و ديگر اهرام مصر همه يكپارچه و تو پر از سنگ بنا شده است . فقط جايى كوچك در ميان آن ، براى نهفتن جسد فرعون و وسائل و افزارهائى كه در دوران زندگى به كار ميبرده خالى گذاردهاند .
مصريان قديم بر آن بودند كه مرگ خواب درازى بيش نيست و آن سرانجام روزى بپايان ميرسد . در آن روز كه روز حساب و داورى است ، همه مردگان و يا خواب رفتگان از خواب برمىخيزند و از نو به كارهاى خود مىپردازند . از اين رو به هنگام مرگ وسائل و نيازمندىهاى آنان را در كنارشان مىگذاردند ، تا وقتى كه از خواب گران به هوش آمدند ، وسائل زندگى و كارشان پهلويشان باشد . بدين گونه وقتى كه خئوپس را پس از مرگ در ميان هرم بزرگ جاى دادند وسائل كارش را نيز در كنارش نهادند و مدخل آن را با سنگهاى جزم و جفت محكم و استوار كور كردند و آثار و نشانهها و درزها را از ميان بردند تا هيچ كس نتواند بر جسد وى دست يابد .
ولى با اين همه بعد ما كسى جاى اين دريچه و راهروئى را كه بگور وى منتهى ميشد ، يافت . تن موميائى شده او و همه لوازم و افزارهائى را كه براى دنياى ديگر نزد او گذاشته بودند ، ربود » .
( جغرافى جهان صفحه 509 )