تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
تمام نشود : تا ميتوانيد حالت سكوت پيش گيريد مگر براى اظهار حقّى كه پسنديده مىدانيد . مردم را دوست بداريد تا سينه‌هاى آنها از كينهء شما پاك شود . آنها را از استفادهء منافع محروم نسازيد ، تا از شما شكايت نكنند . از آنها فاصله بگيريد تا دلتان آرامش يابد . زياد با آنها نشست و برخاست نكنيد كه موجب خوارى شماست . چون كار مشكلى براى شما پديد آيد ، در برابر آن ثبات و صبر پيشه گيريد ، با گذشت زمان بسازيد كه اگر زبان راستى و ذلّت خوارى بماند ، بهتر از آنست كه در حال خوشى نام انسان ببدى ياد شود . خود را براى احترام به كسى كه نسبت بشما فروتنى مىكند آماده سازيد . زيرا نزديكترين خواهشها دوستى و دورترين نسبتها دشمنى است و وفا پيشه گيريد ، نقض عهد مكنيد كه جمعيت شما را تأمين خواهد كرد . حسب خود را بواسطه ترك دروغ زنده كنيد . كه دروغ آفت جوانمردى است تنگى معيشت خود را بر مردم معلوم مسازيد كه موجب خوارى و سرشكستگى شما خواهد شد . از غربت اجتناب ورزيد كه با ذلّت توأم است : زنان نجيبه و اصيل خود را بهر كسى تزويج نكنيد ، مگر در اصالت و نجابت با شما برابر باشند : هميشه سعى كنيد فضيلت و بزرگى كسب نمائيد . زيبائى زنان ، شما را از توجه به خوبى آنها فريب ندهد ، كه خوبى زنان بكمال و بشرافت آنها بستگى دارد ! « 1 »
هامش
( 1 ) خواننده محترم در اين باب ضمن شرح حال بعضى از معمّرين عرب كه در زمان جاهليت يعنى پيش از ظهور دين مبين اسلام ميزيسته‌اند علاوه از سرگذشت جالب و خواندنى آنها ، سخنان حكيمانه و پند و اندرز و امثال و حكمى كه از آنها نقل شده است ، هم ميخواند با اينكه در دوران جاهليت ، تعداد باسوادها در تمام عربستان از تعداد انگشتان دست تجاوز نميكرد ، مع الوصف سخنان دانايان عرب كه در اينجا از نظر قارئين ميگذرد ، هنوز هم زنده و آموزنده و نغز و دلكش است . فرقه بهائى در كتب خود خيلى سعى كرده‌اند كلمات قصار و گفتار آسمانى ! از ميرزا على محمد باب و حسين على مازندرانى بنام ( بهاء ) و پسرش عباس افندى ( عبد البهاء ) و نوهء عباس ، شوقى افندى ، نقل كنند و در عصر تسخير فضا آنها را برخ مردم فهميده بكشند . ولى شكى نيست كه آنها وقتى در اين باب نصائح سودمند و سخنان ارجدار شقّ كاهن و عوف بن كنانه و اكثم بن صيفى و غيره را كه هر كدام يك دوره دستور العمل كامل اخلاقى و آئين زندگى است ، بخوانند ، سپس آن را با سخنان نقطه اولى در « بيان » و جمال مبارك ! در « قدس » و « ايقان » و يا گفتار عبد البهاء در « مفاوضات » و « مقالهء سياح » كه همه نقل عبارات كتب اسلامى و يا مشايخ صوفيه و اهل عرفان است ، ولى با سبكى مبتذل و كلماتى مغلق و نامفهوم مقايسه كنند پيش وجدان سركوب‌شدهء خود شرمسار ميشوند و تصديق خواهند كرد كه سطح آن بمراتب از سخنان كاهنان و عقلاى جاهليت پائين‌تر است ! با اين فرق كه آنها هيچ گونه ادعائى هم نداشته‌اند ، نه هوس نبوت و نه جرات الوهيت و مراتب بالاتر از آن كرده‌اند ! فاعتبروا يا اولى الألباب .