نميشود . بايد نخست در بارهء صحت و اتقان آن گفتگو كنيد و سپس اثبات نمائيد كه مقصود از آن اخبار ائمه دوازدهگانه است . چه اخبارى كه شما در اين زمينه از اهلسنت و بيش از آن از طرق شيعه روايت كردهايد اگر هم اخبار صحيحى باشد باز هم چيزى كه دليل بر صحّت عقيدهء شما نسبت بامامت ائمه دوازدهگانه باشد در آن نيست .
زيرا آن اخبار متضمّن معنى ديگرى است . شما از كجا دانستيد كه مقصود از آن اخبار ائمه شما هستند نه ديگران ؟ .
پاسخ ميگوئيم : دليل بر صحّت اين اخبار براى اثبات مدعاى ما اينست كه : شيعهء اماميه يكى پس از ديگرى آن را بطور تواتر نقل كردهاند . طريق اثبات تواتر در كتب اماميه در باب اثبات خلافت امير المؤمنين عليه السّلام از راه اخبار موجود است ، و طريق هر دو دسته اخبار يكى است .
بعلاوه اينكه مىبينيم دو طايفهء شيعه و سنى كه از هم دور و در اعتقادات داراى جهات اختلاف ميباشند ، اخبار مزبور را روايت كرده ، خود دليل بر صحّت آنهاست . چه عادت بر اين جارى گشته كه هر كس معتقد بمذهبى شود ، و راه شناخت آن مذهب هم دليل نقلى باشد ، ميل وى بنقل آن افزون ميگردد ، و به همان ميزان هم از طرف مخالفين براى ابطال آن ابراز مخالفت مىشود ، و آن را بباد سرزنش و انكار ميگيرند .
چنان كه در ستايش و نكوهش و بزرگ داشت و تنقيص مردم نيز به همين كيفيت عمل مىشود ! هنگامى كه ما ديديم مخالفين فرقهء شيعهء اماميه امثال اين اخبار را نقل كردهاند و سند آن را مورد انتقاد قرار نداده مضمونش را منكر نشدهاند ، اين خود دليل است كه خداوند خواسته است نقل و افشا گردد و دشمن آن . را روايت كند و همين معنى خود دليل بر صحّت مضمون آن اخبار است .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 465
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٦٥