تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
باور ميداشته است . همچنين غيبت موسى بن عمران از وطن ، كه از فرعون و قوم او فرار نمود و قرآن آن را نقل فرموده ، طورى بود كه هيچ كس در طول آن مدت از او اطلاع نداشت و موسى را نميشناخت ، تا زمانى كه خداوند او را برانگيخت و او بدعوت خلق برخاست و دوست و دشمن او را شناختند ! و نيز داستان يوسف پسر يعقوب پيغمبر معروف است . بطورى كه يك سورهء قرآن متضمّن پوشيده ماندن خبر غيبت او از پدرش مىباشد ، با وجودى كه يعقوب پيغمبر بود و صبح و شام به او وحى ميشد . مع هذا از غيبت پسرش يوسف خبر نداشت و بر ساير فرزندانش نيز پوشيده بود . تا جايى كه فرزندان يعقوب از فلسطين بمصر مىآمدند و بر يوسف وارد ميشدند و با او معامله و داد و ستد مىكردند . ولى او را نميشناختند ، تا آنكه سالها و زمانها گذشت و آنگاه خداوند واقع امر را بر آنها مكشوف داشت و خبر زنده بودن يوسف آشكار گشت ، و خدا او را با پدر و برادرانش در يك جا گرد آورد ، در صورتى كه چنين داستانى امروز عادتا براى ما اتفاق نمىافتد و مانند آن را نميشنويم ! و ديگر داستان يونس پسر متى پيغمبر خدا با قوم خود و گريختن وى از ميان آنهاست ، در وقتى كه قوم بر مخالفت خود افزودند و او را سرزنش كردند و او هم از ميان آنها فرار اختيار نمود ، و از نظر همهء قوم پنهان گرديد . بطورى كه هيچ كس نميدانست او در كجاست . خدا او را در شكم ماهى پنهان نمود و تا پايان مدت به علت مصلحتى او را زنده نگاهداشت . سپس او را بيرون آورد و سالم بسوى قومش بازگردانيد . اين نيز خارج از عادت و عرف ماست . ولى مىبينيم كه قرآن مجيد ناطق به آنست و تمام مسلمانان آن را باور دارند ! و از جمله داستان اصحاب كهف است كه در قرآن ذكر شده . و كتاب آسمانى ما متضمّن شرح حال آنها است ، كه بخاطر حفظ دينشان از ترس قوم خود فرار كردند . اگر قرآن داستان آنها را نقل نميكرد ، مخالفين به منظور انكار غيبت امام