تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
ساقط گردد . پاسخ دانشمند ديگرى ديگرى از دانشمندان ما در پاسخ اشكال مزبور گفته است : علّت غيبت امام از نظر دوستان ، وجود دشمنان وى مىباشد . زيرا نفعى كه عموم مردم دوست و دشمن از وجود امام مىبرند ، در صورتى است كه امام نافذ الأمر و مبسوط اليد باشد و بدون موانع و منازعى ظاهر گشته دست به تصرّف كارها بزند ، و معلوم است كه دشمنان ميان امام فاصله انداختند و از تصرّفات وى در امور مردم جلوگيرى كردند ، و بودن در حال تقيّه و ترس از دشمن و آشكار شدن براى بعضى از دوستانش هم سودى ندارد . زيرا نفعى كه در تدبير امور امت انتظار ميرود ، جز در حال ظهور حضرت براى همهء مردم و نافذ بودن فرمانش ، ميسّر نيست . پس علّت غيبت كه عبارت از لطف و مصلحت براى عموم است در اين صورت يكسان خواهد بود . پاسخ شيخ طوسى ممكن است مخالف ما بر اين جواب اعتراض كند و بگويد : هر چند دشمنان از ظهور و تدبير و تصرّفات امام حائل و مانع شدند ، ولى مانع از ملاقات دوستان آن حضرت كه معتقد باطاعت و لزوم پيروى از اوامر او ميباشند ، نيستند . پس اگر گوئى ملاقات دوستان امام كه فقط معتقدين حضرت ميباشند ، سودى نداشته باشد بدليل اينكه امام بايد براى همه نافذ الامر باشد . ميگوئيم : گفته شما تصريح به اين معنى است كه شيعهء اماميه از موقع وفات حضرت امير المؤمنين تا روزگار امام حسن عسكرى عليهما السّلام به اين جهت كه هيچ يك از ائمه نسبت بهمهء امت نافذ الامر نبودند ، از وجود آنها نفعى نبردند و هم موجب اينست كه بگوئيم شيعيان پيش از آنكه امير مؤمنان بخلافت ظاهرى برسد از ملاقات و ديدن وى سودى نبرده باشند .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 448 | العلامة المجلسي / على دوانى