( پديدهاى ) محتاج بمحدث ( يعنى پديد آورندهاى است ) .
به همين دليل واجب است بگوئيم هر شخص غير معصوم نيازمند به امام است ، و گر نه علت احتياج نقض مىشود . پس اگر امام هم معصوم نباشد او نيز مانند ديگران محتاج به امام معصوم است و هكذا تا آنكه منجر به تسلسل شود ( پس براى رفع تسلسل كه محال است ) ناچار از آنيم كه بگوئيم : مردم غير معصوم محتاج به امام معصوم هستند .
اين گونه استدلال را ما در كتابهاى كلامى خود به تفصيل و با استدلالات محكم بيان كردهايم ، براى رعايت اختصار از ذكر آن در اين كتاب ( غيبت ) خوددارى نموده و به همين اندازه قناعت ميكنيم .
حق از ميان امت اسلام بيرون نيست
اصل سوم اين بود كه : حق از ميان امت اسلام بيرون نيست . اين مطلب مورد اتفاق ما ، و مخالفين ما ( اهل تسنن ) است هر چند در خصوص علت آن با هم اختلاف نظر داريم .
دليل بر اثبات اين مطلب اينست كه : ما معتقديم هيچ زمانى از وجود امام معصوم خالى نيست . و چنان كه گفتيم عمل ناپسند هم در حريم امام معصوم راه ندارد ، على هذا حق از ميان امت اسلام بيرون نيست . زيرا امام معصوم در ميان آنهاست . و در نزد مخالفين ما ( اهل تسنن ) بيرون نبودن حق از ميان امت به جهت دليلهائى است كه دلالت دارد بر اعتبار اجماع كه ما احتياج بذكر آن نداريم .
چون سه اصل ياد شده ثابت گرديد ، امامت حضرت صاحب الزمان نيز ثابت ميگردد . زيرا هر كس يقين به ثبوت عصمت براى امام دارد يقين دارد كه امام او است .
كسى نيست كه يقين بعصمت امام داشته باشد و مخالف امامت او باشد . مگر فرقهاى كه دليل بر بطلان عقيده آنها داريم . مانند كيسانيه و ناووسيه و واقفيه ، و چون ( عنقريب ) اعتقاد اين فرقهها را رد مىكنيم ، امامت حضرت بقيّة اللَّه ثابت ميگردد .