نمودند پس لازم است كه انسان در اين باره شك كند و اطمينان باجماع بر مسألهاى كه سابقا مختلف فيه بوده است ، حاصل ننمايد اين گفتار بيهوده از كسانيست كه ميگويند شناختن اجماع و رسيدن به آن ممكن نيست .
ما ميدانيم كه طايفه « انصار » بعد از پيغمبر كوشيدند كه مقام امامت را تصاحب كنند ولى « مهاجرين » آنها را عقب زدند . و بعدها انصار نيز قول مهاجرين را پذيرفتند . پس اگر كسى بگويد : منصب امامت براى انصار كه در صدر اسلام با مهاجرين بر سر آن اختلاف داشتند جايز است و شايد در اطراف زمين كسى يافت شود كه معتقد به اين معنى باشد جواب آنها چيست ؟ هر جوابى كه آنها در اين مورد دارند همان جواب ماست .
اگر بگويند : اجماع در نزد شما شيعه به اين علت حجت است كه امام معصوم در ميان اجماعكنندگان است ، ولى از كجا دانستيد ، كه قول امام معصوم در ميان اقوال همه امت است ؟
ميگوئيم : اگر معصوم از علماء امت باشد ، مسلما قول او در اقوال علماء امت خواهد بود ، زيرا او نميتواند منفرد باشد و اظهار كفر كند ، و البته اين معنى براى او جايز نيست . پس ناچار قول او از جملهء اقوال امت است ، هر چند در امامت او شك داشته باشيم .
هر گاه ما اقوال امت را در مسألهاى معتبر دانستيم و ديديم يكى از علماء مخالف آنست ، اگر آن شخص عالم بود و محل ولادت و وطن او را شناختيم ، بگفتهء وى ترتيب اثر نميدهيم ، چه ميدانيم كه او امام نيست ( بنا بر اين مسأله اجماعى است ) ولى اگر در نسب آن عالم ترديد داشتيم ، ديگر مسأله اجماعى نخواهد بود .
بنا بر اين ، ما اقوال علماء امت را معتبر ميدانيم و در ميان آنها كسى پيدا نميكنيم كه معتقد بمذهب كيسانيه و واقفيه باشد . و اگر بالفرض يكنفر يا دو نفر پيدا كنيم كه پيرو اين مذهب باشند و منشأ و مولد او را بدانيم ، ترتيب اثر بقول او نميدهيم بلكه اقوال ساير علماء امت را كه يقين داريم امام معصوم از جملهء آنها است معتبر ميدانيم
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 422
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٢٢