تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
به راهنمائى آنها واجب بود ، خداوند او را معدوم گردانيد . اگر بگوئيم : پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله نخست مردم را دعوت بدين خود كرد و پيغمبرى خود را آشكار ساخت و چون حضرتش را در معرض خطر انداختند ، پنهان گشت . ميگوئيم : امام زمان نيز نخست پدران بزرگوارش محل و اوصاف او را بيان كردند و او را بمردم معرفى نمودند ، ولى چون پدرش امام حسن عسكرى عليه السّلام از جان وى ايمن نبود او را پنهان كرد و بنا بر اين هر دو مورد از اين لحاظ برابرند . و هم از آنها ميپرسيم : بما بگوئيد : اگر خداوند مصلحت شخصى را در اين بداند كه پيغمبر معينى را براى راهنمائى او برانگيزد تا او را رهبرى كند ، و بداند كه اگر اين پيغمبر را مبعوث گردانيد ، آن شخص او را بقتل مىرساند و چنانچه خداوند آن شخص را از كشتن آن پيغمبر منع كند ، براى او يا ديگرى فسادى پديد مىآيد ، آيا خداوند اين مرد را بايد بعقيده شما بايد بدون اينكه پيغمبر بسوى او بفرستد مكلف بدارد يا اصلا تكليف را از او ساقط گرداند ؟ اگر بگويند خدا لازم نيست خدا او را مكلف بداند ميگوئيم كسى كه بوسيله پيروى از پيغمبرى راه براى شناختن مصالح خود دارد براى چه خدا او را مكلف ندارد و اگر بگويند خدا او را تكليف كند ، ولى پيغمبر بسوى او نفرستد ، ميگوئيم چگونه جايز است خدا او را مكلف كند ولى از بعثت پيغمبر كه براى او لطف و در حد توانائى اوست ، محروم سازد ؟ و اگر بگويند : اين محروميت را آن شخص براى خود پديد آورده است . ميگوئيم : او كارى نكرده است فقط خداوند ميداند كه او از پيغمبر تمكين نخواهد كرد ، بنا بر اين با دانستن خدا ، و نفرستادن پيغمبر تكليف چنين شخصى نيكو نخواهد بود چنانچه با وجود اين ، تكليف جايز باشد ، بايد در موردى كه خداوند دليلى نصب نكرده و ميداند كه شخص در دليل تأمل نميكند ، او را مكلف بدارد در صورتى كه اين باطل است ( و خداوند بدون نصب دليل كسى را مكلف نميكند ) بنا بر اين ناچار از آن هستيد كه بگوئيد خداوند براى اين شخص پيغمبر ميفرستد