تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
ميگوئيم : تمكين از وى و قصد پيروى او در همهء اوقات بر ما واجب است . پس تمكين از فرمان او و پيروى او ، واجب است در همهء احوال براى ما ممكن باشد ، و گر نه تكليف حسنى نخواهد داشت ! آنچه اين معترض گفته در صورتى درست است كه تكليف بر ما واجب نبود و در تمام احوال مكلف باطاعت و انقياد فرمان وى نميشديم و فقط تكليف ما منحصر بود بايام ظهور او ، در صورتى كه اين طور نيست ( و در همه اوقات و زمانها اطاعت و فرمانبردارى امام بر ما واجب است . ) سخنى چند با منكرين وجود امام زمان ( ع ) در اينجا روى سخن را به طرف كسانى كه در باب وجود امام غائب با ما اختلاف نظر دارند و ميخواهند ما را ملزم كنند كه معتقد بعدم وجود وى شويم ، نموده و از آنها ميپرسيم : آيا جايز است كه خداوند ما را مكلف بمعرفت خود نمايد ، و با اين كه ميداند ما در صدد كسب معرفت او نيستيم ، راه يافتن معرفة اللَّه را بما نشان ندهد مگر هنگامى كه بداند ما ميخواهيم خدا را بشناسيم و در صدد پيدا كردن راه آن هستيم آنگاه دليل و راه را بما نشان دهد ؟ . و نيز از آنها سؤال ميكنيم : چه فرق است ميان وجود دليلى كه خدا براى راهنمائى مردم قرار داده و عدم وجود آن ، بطورى كه اگر قصد كنيم و به آن ادله نظر افكنيم خداوند معرفت خود را براى ما پديد آورد ؟ . هر گاه در پاسخ بگويند : نصب ادله از جملهء تمكين است كه بدون آن تكليف حسنى ندارد و نيكو نيست ، مانند قدرت و وسيله . ميگوئيم : به همين دليل وجود امام هم مانند قدرت بر وجوب پيروى از او ، از جملهء تمكين است ، كه هر وقت امام نباشد قدرت بر پيروى از او نداريم : چنان كه اگر ادلهء خداشناسى و معرفة اللَّه نباشد . ما قادر به نظر كردن و تأمل در آن نيستيم . پس نصب دليل براى خداشناسى و نصب امام براى طاعت با هم برابر هستند : با اين تحقيق تمام ايرادهايى كه در اين باب نموده‌اند ، از درجهء اعتبار ساقط