تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
ميفرمايد وقتى كه در حضورش نشستم فرمود : اى بشر تو از اولاد انصار هستى دوستى شما نسبت بما اهل بيت پيوسته ميان شما برقرار است ، بطورى كه فرزندان شما آن را به ارث خواهند برد . . . » تا آخر كه در روايت سابق مفصلا از غيبت شيخ طوسى نقل شد . در كمال الدين است كه محمد بن عبد اللَّه مطهرى گفت : بعد از رحلت امام حسن عسكرى عليه السّلام به خدمت حكيمه خاتون رسيدم تا در بارهء امام زمان كه مردم اختلاف نظر داشتند ، سؤال كنم ، چون بخدمتش رسيدم فرمود : اى محمد ! خداوند زمين را از وجود حجت گويا يا ساكت خالى نميگذارد ، و اى منصب بزرگ را بعد از امام حسن و امام حسين عليهما السّلام به دو برادر نداد . اين بخاطر فضيلت و امتياز آنان است كه در روى زمين نظير ندارند . با اين وصف خداوند اين منصب بزرگ را فقط اختصاص بفرزندان امام حسين عليه السّلام داده است . چنان كه فرزند هارون را بجاى اولاد حضرت موسى بمقام نبوت برگزيد ، هر چند موسى بر هارون حجت بود . مع هذا اين فضيلت تا روز قيامت براى فرزندان
هامش
نقاش ازل كشيده رويش * از سنبل ناب رشته مويش آن باكره هست دخت قيصر * پرورده و دست پخت قيصر خلقى بينى بدور او جمع * پروانه صفت بگرد او شمع عمر بن يزيد مالك اوست * در فكر فروش آن پرى روست تا مشتريش مگر كه باشد * از بهر خريد ، زر بپاشد جمعى مايل بديدن او * مشتاق پى خريدن او از ديدن طالبان بغداد * دختر بكشد ز سينه فرياد گويد كه ز زندگى گذشتم * ديدى كه چگونه خوار گشتم يا رب بكجاست قسمت من * كن حفظ مقام عصمت من * * * تو قاصد ما در اين ميانه * شو جانب صاحبش روانه بر گوى كه من بريد هستم * مأمور پى خريد هستم