تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
اگر آنها كمى چشم و گوش خود را باز ميكردند ، و در همان كتب بهائيان دقيق مىشدند ، ميتوانستند سخافت اين ديانت جديد ! و سستى اين بناى متزلزل را به خوبى درك نمايند .

سيد باب و كتاب بيان او

سيد عليمحمد شيرازى در آغاز كار خود را « ذكر » ناميد تا بعد آيهء شريفه
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
و آيهء
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
را تطبيق به خود كند ! به همين جهت معروف به « سيد ذكر » شد بعد كه از سادگى عوام كالانعام استفاده كرد ، خود را « باب » امام زمان ناميد و گفت من واسطه ميان مردم و حضرت هستم ! . سپس كه پيشرفتى در كار خود ديد ، ادعاى مهدويت نموده و گفت خود امام زمانم كه هزار سال منتظر او هستيد ! و از آن پس كه اقبال مردم تيره بخت و ساده لوح را مشاهده كرد ، مانند نمرود و فرعون كه از حماقت مردم سوء استفاده كردند پا را بالاتر نهاده و ادعاى پيغمبرى بلكه الوهيت و خدائى نمود ! ! ميرزا عليمحمد كتابهائى نوشت ، و هر چه بذهن آشفته‌اش ميرسيد ، بدون فكر و تأمل بيدرنگ بقلم مىآورد و بسرعت مينوشت . به همين جهت آثار او آنچنان آشفته و نامفهوم و درهم و برهم و مغلوط است كه خود بهائيان هم از افشا و نقل آن جدا خوددارى ميكنند ! معروفترين اثر سيد باب « بيان » است كه آن را كتاب آسمانى ميدانست و عقيده داشت كه خداوند بر او نازل كرده و بايد مردم مطابق آنچه در آنست عمل كنند .

نمونهء از احكام باب

باب در آن كتاب چيزهائى گفته و احكامى وضع كرده كه بد نيست خوانندگان قسمتى از آن را بدانند . سيد باب خواندن كتب آسمانى قبل از ظهور خود را حرام كرده و سوزانيدن آنها و جميع كتب علمى را واجب قرار داده ! مكرر تصريح نموده كه دين وى تا سالهائى بعدد حروف « مستغاث » ( دو هزار و يك سال ) باقى