از همين قبيل است . جالب اينست كه جانشين وى ميرزا حسين على مازندرانى كه خيال نميكرده وقتى اين كتابها بدست غير بهائيها هم بيافتد ، در كتاب خود بنام « ايقان » صفحه 178 در بارهء فضل و دانش سيد باب و آثار قلمى او كه بهترين نمونه آن را در اينجا ملاحظه نموديد ، با اصرار هر چه تمامتر از تمام پيغمبران بالاتر برده و به اين كلمات خندهآور باليده است . وى مينويسد : « چشم امكان چنين فضلى نديده و قوه سمع اكوان چنين عنايتى نشنيده كه آيات بمثابهء غيث نيسانى از غمام رحمت رحمانى جارى و نازل شود - چه كه انبياى اولو العزم كه عظمت قدر و رفعت مقامشان چون شمس واضح و لائح است مفتخر شدند هر كدام بكتابى كه در دست هست و مشاهده شد ، و آيات آن احصاء گشته و از اين غمام رحمت رحمانى اين قدر نازل شده كه هنوز احدى احصاء ننموده . چنانچه بيست مجلد الان بدست مىآيد و چه مقدار كه هنوز بدست نيامده و چه مقدار هم كه تاراج شده و بدست مشركين افتاده » ! ! و البته ميدانيد كه منظور ميرزا بهاء از « مشركين » مسلمانان هستند ! كه چون ايمان بخدائى او نياوردهاند « مشرك » ميباشند ! !
حسين على مازندرانى و آثار او
سيد باب مكرّر در بيان تصريح نموده كه « دين وى تا سالهائى بعدد حروف مستغاث » ( دو هزار و يك سال ) باقى خواهد بود ، هر كسى در خلال اين مدت ظاهر گردد ، و كتاب و آيات يا احكامى بياورد ، نبايد از او قبول كرد » مع الوصف هنوز چند سالى از قتل باب و باصطلاح خودش تأسيس دين او نگذشته بود كه حسين على مازندرانى ادعاى « مَنْ يُظْهِرُهُ اللَّهُ » و ظهور جديد كرد ، و خود را « بهاء اللَّه » ناميد و دو كتابى بنام « اقدس » به زبان عربى در احكام دين خود ! و « ايقان » به فارسى در تشريح ادعاى باب و تحريف و تفسير مضامين آيات قرآنى و اخبار اسلامى و دگرگون ساختن حقايق و واقعيات ، نوشت و كم كم رئيس بلا منازع پيروان باب شد . حسين على در كتاب