تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1278

مساهمون:

ص١٢٧٨
محمد حسن بهجتى / از فضلاى جوان حوزهء علميه قم

نور جمال خدا

باز طبيعت كشيد ، به روى گلشن پرند * بچهرهء روزگار ، دوباره زد نوشخند گيتى فرسوده از ، جوان شد و دلپسند * بدامن دشت باز ، بهار ، ديبا فكند باز بآهستگى باد بهارى وزيد ! * باز برآورده طبع ، شكوفه‌ها رنگ رنگ نهالها دوش دوش ، بنفشه‌ها تنگ تنگ * بيخته در ، مشت مشت ، ريخته زر چنگ چنگ چو ارتش صلح سرو ، كشيده صف هنگ هنگ * بهر طرف جفت جفت ، ستاده ناژو و بيد سبزه نگر پشت پشت ، لاله ببين موج موج * قمريكان الف الف ، بلبلكان فوج فوج دميده گل دشت دشت ، رسته سمن زوج زوج * كبوتران صف بصف ، گرفته بر اوج اوج خنده زده قاه‌قاه ، كبك ميان خويد * نرگس مخمور ، سر ، ز خواب برداشته افسرى از زرّ ناب ، بفرق بگذاشته * ز ريزه‌هاى طلا ، كف خود انباشته سرو پى ديدنش ؛ قامتى افراشته * ز شوق رخسار او ، بلرزه افتاده بيد سمن لباس سفيد ، كرده ببر چون عروس * دمن شده از گياه ؛ چو گنبد آبنوس چمن زده هر نفس ، بپاى شمشاد بوس * بتخت فيروزه گل ، نموده خندان جلوس غرق شعف زين نشاط ، كه ماه شعبان دميد * نور جمال خدا ، ز پرده آمد برون ز نرجس آمد گلى ، تازه رخ و لاله گون * كه نور رويش بود ، بعالمى رهنمون بسر ز شوقش نشاط ، بدل ز عشقش جنون * تازه بنورش امل ، زنده ببويش اميد فرشتگان بهشت ، كمينه دربان او * عالم خلقت نمى ، ز بحر احسان او معجزهء عيسوى ، در لب خندان او * مطلع انوار حق ، چهره تابان او شهان به پيشش زبون ، چو بندهء زر خريد
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1278 | العلامة المجلسي / على دوانى