تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1280

مساهمون:

ص١٢٨٠

آيندهء اميد بخش

گر نباشد بدل فروغ اميد * آدمى را جهان شود زندان نبود گر نشاط و شوق و نويد * دل شود خسته ، جان شود حيران زندگى را بود اميد ، كليد * هر معما از او شود آسان نااميدى سياهيست و بلا * قهر حق است و برق عالمسوز دوزخى تيره است و جانفرسا * وحشت افزا شبيست بىدم روز در ره يأس هر كه شد پويا * نشود بر مراد خود پيروز باميدى كه در دل فرداست * شوق با جان و دل درآميزد در جهان هر نو او هر غوغاست * از گلوى اميد برخيزد انتظار فرج كه شيوه ماست * جان برافروزد و دل انگيزد هر كه را انتظار ، راهبر است * دارد آينده‌اى درخشنده بر دل هر كه يأس ، كارگر است * راستى مرده‌ايست جنبنده بين اقوام شيعه مفتخر است * كه بود ز انتظار دل زنده ز انتظارى عميق و پا برجا * شيعه اينسان مبارز است و غيور همتى دارد آسمانفرسا * هست همواره از مذلت دور راد و آزاده است و بىپروا * نرود زير بار باطل و زور شيعه در دوره‌هاى استبداد * سينهء خويش را نموده سپر در قبال حكومت بيداد * آستين بر زده است و بسته كمر با خيانتگران نموده جهاد * باخته در ره عدالت سر بسته گه راه دولت اموى * گه در افتاده با بنى عباس كرده چون برق و باد پيشروى * ننموده ز تيغ و تير ، هراس