تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1004

مساهمون:

ص١٠٠٤
خداوند بر كوفه غلبه مينمايد . آنگاه با همراهانش به « عذرا » ميرود در آنجا مردم بسيارى بوى مىپيوندد . در آن اوقات سفيانى در بيابان رمله است سپس ، دو لشكر باهم تلاقى ميكنند ، آن روز ، روز تغيير و تبديل است به اين معنى كه جمعى از لشكر سفيانى باصحاب قائم ملحق مىشود ، و جمعى از كسانى كه بقائم پيوسته‌اند ، بسفيانى مىپيوندد ( البته اين عده غير از آن سيصد و سيزده نفر است ) چه آنها در حقيقت از پيروان سفيانى مىباشند ، چنان كه آن عده كه بقائم ملحق مىشوند در باطن شيعه هستند . و در اين وقت هر كسى بصف واقعى خود مىپيوندد . آن روز روز تبديل است . امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : آن روز سفيانى با تمام اتباعش كشته مىشود . بطورى كه يك نفر نمىماند كه خبر آنها را بياورد . بدبخت كسى كه آن روز از غنيمت قبيلهء كلب « 1 » بىنصيب بماند آنگاه قائم بكوفه مىآيد و آنجا جايگاه او خواهد بود . سپس هر جا مسلمانى را به بردگى فروخته باشند . قائم او را ميخرد و آزاد مىكند ، و هر جا قرض دارى باشد ، قرض او را ميدهد ، و هر كس مظلمه‌اى به گردن داشته باشد ، آن را رد مىكند اگر يكنفر از آنها كشته شود ديهء مسلمه او را گرفته بولى او ميدهد ، و اگر مقتولى قرض داشته باشد قرض او را ميپردازد ، و بكسان او كمك مىكند ، تا جايى كه زمين پر از عدل و داد مىشود چنان كه پر از ظلم و ستم و تجاوزات شده باشد او ( قائم ) و خانواده‌اش در رحبه « 2 » سكونت ميورزد . رحبه قبلا مسكن حضرت نوح و سرزمين پاكى بوده است ، محل سكونت و شهادت فرزندان پيغمبر هميشه زمين‌هاى پاكيزه بوده است . زيرا آنها جانشينان پاكسرشت پيغمبرند : شيخ مفيد در كتاب مجالس از حذيفهء يمانى روايت مىكند كه گفت : شنيدم
هامش
( 1 ) در همين روايت خوانديم كه دائيان و حاميان سفيانى از قبيلهء « كلب » اند پس اين غنيمت از سفيانى و كسان و لشكر او به شيعيان ميرسد ، پاورقى صفحه 307 را نيز بخوانيد . ( 2 ) رحبه - بضم راء و سكون حاء محلى نزديك قادسيه و تا كوفه يك روز راه بوده است . گويا منظور حوالى مسجد سهله كنونى و نجف اشرف است كه در روايات ديگر نيز تصريح شده است .