بسيار و لئيم و پرخور است . از مادران زناكار و بدترين نسلها بوجود آمده در آن سال كه فرزند غائب من ظهور مىكند خداوند او را از باران رحمت خود سيراب نميكند ، فرزند من صاحب پرچم سرخ و علم سبز است ، آن روز عجب روزى است براى مردم نااميدى كه در بين شهر انبار و هيت « 1 » زندگى ميكنند ! آن روز ، روزى است كه اكراد و مردم پست نهاد ، به هلاكت ميرسند ، و شهر فراعنه و مسكن جباران ، و جايگاه واليان ستمگر كه سر منشأ همهء بدبختيها و مفاسد است ، ويران مىشود .
اى عمر بن سعد ! بخداى على سوگند ، آن شهر بغداد است . خدا لعنت كند گناهكاران بنى اميه و بنى فلان ( عباس ) را ، آن مردم خيانت بيشهاى كه فرزندان پاكسرشت مرا ميكشند ! و حق مرا در باره آنها مراعات نميكنند ، و آنچه ميكنند باحترام من از خداوند نميترسند .
بنى عباس يك روز زوال و نابودى در پيش دارند آنها در آن روز همچون زن آبستن بوقت زائيدن ناله ميكنند واى بر اتباع بنى عباس از سوانحى كه جنگ ما بين نهاوند و دينور بروز آنها مياورد . آن جنگ جنگ تهى دستان شيعهء على است . سركردهء آنها مردى از اهل يكى از اين دو شهر و همنام پيغمبر ، داراى اندامى معتدل و اخلاقى نيكو و رنگى با طراوت مىباشد . صدايش خندهدار ، و مژگانش انبوه است .
گردنش قوى ، موهايش شانه كرده و ميان دندانهاى جلوش باز است ، هنگامى كه بر اسب خود سوار مىشود مانند ماه شب چهارده است كه از زير ابر در آمده باشد . جمعيت او بهترين جمعيتهائى ميباشند كه با دلى پاك بدين خدا گرويدهاند . آن دلاوران از عرب هستند كه با كراهت بجنگ مىپيوندند ، شكست و گريز از آن دشمنان آنهاست كه در آن روز ، جز درماندگى و بدبختى راهى ندارند .
مؤلف : علت نقل اين خبر با همهء تغييرات و اغلاط لفظى كه دارد ، و با اينكه سند آن به پستترين مردم يعنى « عمر سعد » ملعون ميرسد ، اينست كه خبر مزبور
هامش
( 1 ) « انبار » و « هيت » از شهرهاى مرزى عراق و سابقا از شهرهاى معروف ايران بوده است .