شيعيان معتقد به امامت اويند شد و خداوند متعال او را به سبب الحاد و غلو و اعتقاد به تناسخ ارواح رسوا ساخت . محمد بن نصير سپس مدعى شد كه خودش پيامبرى از پيامبران خداوند است و او را على بن محمد بن الرضا - حضرت امام هادى - گسيل داشته و منكر امامت امام حسن عسكرى و پسر آن حضرت شد بعد هم ادعاى خدايى كرد و معتقد به روا بودن ازدواج با محارم شد .
غلات ، داراى معتقدات بسيار و مفصل هستند و من گروهى از ايشان را ديدهام و سخنان آنان را شنيدهام . ميان ايشان هيچكس نديدم به دنبال تحصيل حقيقت و قابل مباحثه باشد و اميدوارم به زودى تمام فرقههاى غلات و معتقدات ايشان را به خواست خداوند متعال در كتابى كه سرگرم تأليف و تصنيف آن بودم - و به سبب پرداختن به شرح نهج البلاغه و اهتمام به اين كار از آن منصرف شدم - و نام آن مقالات الشيعة است جمع كنم .
خطبه ( 128 )
از سخنان آن حضرت ( ع ) درباره خونريزيهاى آينده در بصره [ اين خطبه با عبارت « يا احنف كانى به و قد سار بالجيش الذى لا يكون الذى له غبار و لا لجب » ( اى احنف گويى او [ صاحب زنج ] را مى بينم كه با سپاهى حركت مىكند كه گرد و خاك و بانگ هياهو ندارد ) شروع مىشود و ضمن همين خطبه به موضوع تركان هم اشاره فرموده است . ابن ابى الحديد پس از توضيح چند لغت و اصطلاح دو مبحث تاريخى مهم زير را آورده است ] .
اخبار و فتنه صاحب زنج و معتقدات او
صاحب رنج ، « سالار زنگيان » به سال دويست و پنجاه و پنج هجرى در ناحيه