تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
نصر مى گويد : عمرو بن شمر با همان اسناد براى ما نقل كرد كه معاويه نعمان بن بشير بن سعد انصارى و مسلمه بن مخلد انصارى را - كه فقط همان دو تن از همه انصار با او بودند - فرا خواند و گفت : اى دو تن آنچه از اوس و خزرج مى بينم مرا سخت اندوهگين مى دارد ، آنان شمشيرهاى خويش را بر دوشهاى خود نهاده و هماورد مى جويند و چنان شده است كه همه ياران من چه شجاع و چه ترسو را به بيم انداخته‌اند . به خدا سوگند ، كار به آنجا كشيده است كه در مورد هيچيك از دليران شام نمى پرسم مگر اينكه مى گويند : انصار او را كشته‌اند ، همانا به خدا سوگند با تمام نيرو و سلاح آهنى خود با آنان روياروى مى شوم و همانا براى هر سواركار ايشان سواركارى فراهم مى آورم كه بر گلويش تير و نيزه زند و به شمار ايشان كه از خوردن خرماى خشك و عدس پخته سيرى ندارند ، مردانى از قريش گسيل خواهم داشت . آنان مى گويند : ما انصار هستيم ، آرى به خدا سوگند راست مى گويند كه پناه دادند و يارى بخشيدند ولى حق خود را با باطل تباه ساختند . نعمان بن بشير خشمگين شد و گفت : اى معاويه انصار را در مورد دوست داشتن جنگ و شتاب آنان بر آن سرزنش مكن كه آنان در جاهليت هم همين گونه بودند ، اما در مورد هماورد خواهى ايشان ، بايد بگويم كه همانا خودم آنان را همراه رسول خدا ( ص ) ديدم كه فراوان اين كار را كردند ، اما اينكه مى خواهى با گروهى از قريش كه شمار ايشان باشند با آنان روياروى شوى ، مى دانى كه قريش در گذشته از انصار چه ديده است ، اينك اگر مى خواهى نظير آن را باز هم ببينى اين كار را انجام بده . اما در مورد « خرما و عدسى پخته » بايد بگويم خرماى خوب از سرزمين ماست و شما همين كه مزه آن را چشيديد در خوردن آن با ما شريك شديد ، اما عدسى از يهوديان بود و ما پس از آنكه آن را خورديم در آن مورد بر ايشان غلبه يافتيم ، همانگونه كه قريش هم به خوردن اشگنه آرد - كاچى - مشهور شده است . سپس مسلمة بن مخلد سخن گفت و اظهار داشت : اى معاويه نسب و نژاد و