تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
ابو مخنف مى گويد : كلبى ، از ابو صالح ، از ابن عباس براى من نقل كرد كه زبير و طلحه شتابان عايشه را بردند تا به منطقه « حفر ابو موسى » كه نزديك بصره بود رسيدند ، و به عثمان بن حنيف انصارى كه كارگزار على عليه السلام بر بصره بود نوشتند : دار الاماره را براى ما خالى كن . چون نامه ايشان به عثمان بن حنيف رسيد كسى نزد احنف بن قيس فرستاد و به او پيام داد كه اين قوم آهنگ ما كرده‌اند و همسر رسول خدا ( ص ) همراه ايشان است و همين گونه كه مى بينى مردم شتابان در حال پيوستن به اويند [ نظرت چيست ] احنف گفت : اين گروه براى خونخواهى عثمان آهنگ تو كرده‌اند و حال آنكه همانها بودند كه مردم را بر عثمان شوراندند و خونش را ريختند و به خدا سوگند چنين مى بينم كه دست بردار نيستند تا آنكه ميان ما دشمنى در افكنند و خون ما را بريزند وانگهى به خدا سوگند ، چنين گمان مى كنم كه به زودى در مورد تو كارهايى انجام خواهند داد كه ياراى ايستادگى در برابر آن ندارى و بايد كه آماده شوى و همراه كسانى از بصره كه همراه تو هستند آهنگ ايشان كنى كه تو امروز والى ايشانى و تو را فرمانبردارند . بنابر اين ، با مردم آهنگ ايشان كن و پيش از آنكه آنان با تو در يك خانه قرار گيرند به جنگ ايشان مبادرت ورز كه در غير اين صورت مردم نسبت به ايشان فرمانبردارتر از تو خواهند بود . عثمان بن حنيف گفت : انديشهء درست همين انديشه توست ولى من شر را خوش ندارم و نمى خواهم جنگ با ايشان را آغاز كنم و اميدوار به صلح و سلامت هستم تا آنكه نامه و رأى و فرمان امير المومنين به من برسد و طبق آن عمل كنم . پس از احنف بن قيس ، حكيم بن جبلة عبدى كه از خاندان عمرو بن وديعه بود پيش عثمان بن حنيف آمد . عثمان نامه طلحه و زبير را براى او خواند ، او هم همان سخن احنف بن قيس را گفت و عثمان هم همان پاسخ را داد . حكيم گفت : اجازه بده تا من با مردم آهنگ ايشان كنم اگر در اطاعت امير المومنين در آمدند چه بهتر و گرنه با آنان جنگ خواهم كرد .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 349 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى