تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
از عنبر و بخش وسط از كافور و بخش پايين از مشك است ، آنگاه مرا با آب حيات در آميخت و فرمود : چنين باش و چنان شدم و مرا براى برادر و پسر عمويت على بن ابى طالب آفريده است . »

خطبه ( 167 )

از سخنان آن حضرت ( ع ) اين خطبه با عبارت « ليتاس صغيركم بكبيركم و ليراف كبيركم بصغيركم » ( بايد خرد و كوچك شما به بزرگ شما تأسى كند و بايد بزرگ شما به خرد شما مهر ورزد ) شروع مىشود ، [ ابن ابى الحديد ضمن شرح جملات و كلمات آن چند نكته تاريخى را روشن ساخته است ] . گويد : على عليه السلام احوال ياران و شيعيان خود را پس از خود بيان مىكند و مى گويد : آنان پس از اجتماع و الفت پراكنده مى شوند و از اصل خود جدا مى گردند . يعنى پس از جدا شدن از من برخى از آنان به همان شاخه‌ها از ذريه رسول خدا كه من پس از خود به خلافت مى گمارم چنگ مى زنند و با آنان به هر راهى كه بروند مى روند و برخى اين چنين نخواهند بود . البته على عليه السلام فقط همان نوع اول را گفته است و نوع دوم را بيان نكرده است كه همان نوع اول دلالت بر وجود نوع دوم دارد . سپس فرموده است : همانا تمام آن قوم را ، چه آنان كه در عقيده خود نسبت به ما پايدار باشند و چه آنان كه پايدار نباشند ، خداوند متعال براى روزى كه بدترين روز بنى اميه است جمع خواهد كرد . و همين گونه شد كه تمام شيعيان بنى هاشم چه آنانى كه بر دولت و ولايت على بن ابى طالب عليه السلام باقى و پايدار بودند و چه آنان كه از آن عقيده برگشته بودند همگى هنگام ظهور دولت هاشمى [ يعنى عباسيان ] در اواخر حكومت مروان حمار متحد شدند . سپس على عليه السلام سوگند مى خورد كه به ناچار آنچه در دست بنى اميه است پس از حكومت و برترى آنان
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 339 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى