تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
آن دو را همچون پسران خويش مى دانسته است . آيا درست است كه او را پس از خود حاكم قرار ندهد و او را به جانشينى خود نگمارد و بر خلافت او تصريح نكند . مگر آن خردمند كامل نمى دانسته است كه اگر على و همسر و پسران او را به حال خود و به صورت رعيت و مردم عادى رها كند خونهاى ايشان را پس از خود در معرض ريختن قرار داده است بلكه در آن صورت خودش موجب كشته شدن و هدر رفتن خون ايشان خواهد بود ، زيرا آنان پس از رحلت پيامبر محفوظ نخواهند بود و لقمه‌يى براى خورندگان و صيدى براى درندگان اند كه مردم آنان را خواهند ربود و به اهداف انتقامجويانه خود در مورد ايشان خواهند رسيد . حال آنكه اگر حكومت را در ايشان و كار را به دست آنان قرار دهد ، با آن رياست ، خون و جان ايشان را محفوظ داشته است و بدان وسيله مردم را از تعرض به آنان باز داشته است ، و اين كار با تجربه و دقت نظر در موارد ديگر هم معلوم مىشود . به عنوان مثال ، نمى بينى اگر پادشاه بغداد يا جاى ديگرى مردم را كشته و سوگوار كرده باشد و در دلهاى آنان كينه‌هاى بزرگ نسبت به خود برانگيخته باشد و براى پس از خود كار فرزندان و ذريه خويش را مهمل بدارد و به مردم اجازه دهد كه پادشاهى از ميان خود برگزينند و يكى از خود را بر آن منصب بگمارند و فرزندان خود را همچون افراد ديگر رعيت رها كند بديهى است بقاى فرزندانش پس از او اندك خواهد بود و به سرعت هلاك مى شوند و مردم كينه‌توز و خونخواه از هر سو بر آنان هجوم مى برند و ايشان را مى كشند و تار و مار مى كنند ، و حال آنكه اگر آن پادشاه يكى از پسران خويش را براى پادشاهى معين كند و ويژگان و خدمتكاران و بردگان او به حفظ كار فرزندش قيام كنند خون آنان و خويشاوندانشان محفوظ مى ماند و به سبب اهميت سلطنت هيچ يك از مردم به آنان دستيازى نمى كند و ابهت پادشاهى و نيروى سالارى و پاسدارى امارت مانع از آن خواهد بود . آيا گمان مى كنى و چنين مى بينى كه اين موضوع از نظر رسول خدا ( ص ) پوشيده مانده و از خاطرش رفته است يا دوست مى داشته است كه ذريه و افراد خاندانش پس از او ريشه كن و درمانده شوند در آن صورت شفقت آن حضرت نسبت به فاطمه كه در نظرش بسيار عزيز و محبوب دلش بوده است كجا مى رود آيا معتقدى كه پيامبر دوست مى داشته است فاطمه را همچون يكى از