دختر مسعود نهشلى است كه از قبيله تميم است ، عمرو رقيه مادرشان كنيزى از اسيران بنى تغلب به نام صهباء است كه به روزگار خلافت ابو بكر و امارت خالد بن وليد در عين التمر اسير شد ، يحيى و عون مادرشان اسماء بنت عميس حثعمى است ، اما جعفر و عباس و عبد الله و عبد الرحمان مادرشان ام البنين دختر حرام بن خالد بن ربيعة بن وحيد از بنى كلاب است ، رمله و ام الحسن مادرشان ام سعيد دختر عروة بن مسعود ثقفى است ، ام كلثوم و زينب صغرى و جمانه و ميمونه و خديجه و فاطمه و ام الكرام و نفيسه و ام سلمه و ام ابيها و امامه ، دختران على عليه السلام ، از كنيزان مختلف هستند .
اين شمار فرزندان على ( ع ) است و مادر هيچ يك از ايشان از قبيله بنى اسد نيست و به ما هيچ خبرى نرسيده است كه امير المومنين عليه السلام همسرى از بنى اسد گرفته باشد و براى او فرزندى متولد شده باشد و قطب راوندى آنچه به خاطرش مى گذرد بدون تحقيق مى گويد .
مى گويم : منظور امير المومنين از نفوسى كه بخشش كردند ، خود اوست و منظور از نفوسى كه بخل ورزيدند ، به عقيدهء ما ، نفوس كسانى از اهل شوراى پس از كشته شدن عمر است كه با خلافت على ( ع ) مخالفت كردند و به عقيده شيعيان و اماميه نفوس اهل سقيفه بنى ساعده است و در متن و خبر قرينهيى وجود ندارد كه اين سخن را به اهل سقيفه برگرداند و بهتر اين است كه اين سخن را به عبد الرحمان بن - عوف برگردانيم كه على ( ع ) از گرايش او به عثمان متالم بود .
اما يك بيت شعرى كه در متن خطبه مورد استشهاد امير المومنين ( ع ) قرار گرفته سراينده آن امرو القيس بن حجر كندى است و نقل شده است كه امير المومنين عليه السلام فقط به يك مصراع از آن بيت استشهاد فرموده است و راويان خطبه آن را به صورت كامل يك بيت نقل كرده و آوردهاند . اما داستان امرو القيس در مورد سرودن آن بيت چنين است كه پس از كشته شدن پدرش آواره شد و ميان قبايل عرب مى گشت تا آنكه به مردى از قبيله جديله طى كه نامش طريف بن مل بود پناه برد و آن مرد او را پناه داد و گرامى داشت و نسبت به او نيكى كرد . امرو القيس هم او را
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 330
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٣٠