آوردند و گاه مردى از اعراب دو جام زرين را به دوست خود مى داد تا از او يك جام سيمين بگيرد زيرا از سپيدى و رخشندگى آن بيشتر لذت مى برد و فرياد مى زد : چه كسى حاضر است دو [ جام ] زرد را با يك [ جام ] سپيد عوض كند .
سعد بن ابى وقاص غنيمتها و آنچه را به دست آمده بود براى عمر فرستاد و عمر براى سعد نوشت ايرانيان را تعقيب مكن و همانجا كه هستى بمان و آن را جايگاه خويش قرار ده . سعد همانجا كه محل امروز كوفه است فرود آمد و نخست حدود مسجد آن را مشخص ساخت و سپس در آنجا خانه و جايگاههايى براى اعراب ساخت .
جنگ نهاوند
در مورد جنگ نهاوند ، ابو جعفر محمد بن جرير طبرى در كتاب تاريخ چنين آورده است : چون عمر مى خواست با ايرانيان و سپاههاى خسرو كه در نهاوند جمع بودند جنگ كند با اصحاب پيامبر ( ص ) رايزنى كرد . عثمان برخاست و پس از گفتن تشهد گفت : اى امير المومنين من چنين مصلحت مى بينم كه براى شاميان بنويسى از شام حركت كنند و بروند و براى يمنى ها بنويس از يمن حركت كنند و سپس خود همراه مردم اين دو شهر محترم [ مكه و مدينه ] به سوى دو شهر بصره و كوفه برو و به كمك نيروهاى مسلمانان با نيروى مشركان روياروى شو و اگر چنين كنى و با همه كسانى كه نزد تو و همراه تو هستند به جنگ آنان به روى شمار آنان هر چه باشد در نظر تو اندك خواهد آمد و تو نيرومندتر و پر شمارتر خواهى بود ، تو پس از آن روز چيزى از خود باقى مخواه و ديگر از دنيا عزت و قدرتى نخواهى يافت و در هيچ پناهى نخواهى بود . اين روز را روزهايى از پى است ، تو خود به تن خويش و رأى و ياران خود در آن حاضر باش و از آن غيبت مكن .
ابو جعفر طبرى مى گويد : طلحه برخاست و گفت : اى امير المؤمنين همانا كارها تو را استوار كرده است و سختيها تو را آزموده است و تجربهها ورزيدهات ساخته است تو خود دانى ، اينك اين تو و اين انديشه تو ، در دست تو وا نمانيم و كار خود را جز به تو وانمى گذاريم . اينك فرمان بده تو را اجابت كنيم و ما را فراخوان تا فرمانبردارى كنيم و دستور سوار شدن بده تا سوار شويم و به هر سو كه مى خواهى ما را روانه كن تا روانه شويم كه تو عهدهدار و سالار اين كارى و تو خود آزموده و محنت كشيدهاى و هيچ چيز از فرجام كارها براى تو جز با نيكى و