( اى پسر رانده شده از رحمت خدا و بى دنباله و درختى كه نه شاخى دارد و نه ريشهيى ) آغاز مىشود . ابن ابى الحديد مطالب تاريخى زير را آورده است و برخى از اختلافات لفظى اندك نسخهها را هم ذكر كرده است . ] مخاطب امير المومنين عليه السلام مغيرة بن اخنس بن شريق بن عمرو بن - وهب بن علاج بن ابى سلمه ثقفى همپيمان بنى زهره است و اينكه على ( ع ) به او « اى پسر لعنت شده » گفته است بدين سبب است كه اخنس بن شريق از سران و بزرگان منافقان بوده است و همه مورخان و اهل حديث او را از زمره « مولفة قلوبهم » دانستهاند كه روز فتح مكه به ظاهر ايمان آوردند بدون اينكه دلهايشان ايمان بياورد .
پيامبر ( ص ) به اخنس صد شتر از غنيمتهاى حنين عطا فرمود تا بدان طريق دل او را نرم فرمايد . پسر ديگر اخنس كه ابو الحكم است در جنگ احد در حالى كه كافر بود بدست امير المومنين كشته شد و او برادر مغيره است و كينهيى كه از على عليه السلام در دل دارد به اين سبب است و اينكه على ( ع ) به او گفته است « اى پسر شخص بى فرزند و دنباله » از اين جهت است كه فرزندان هر كس گمراه و پليد باشند همچون كسى است كه بدون فرزند و اعقاب است بلكه آن كس كه بى فرزند است از او بهتر است ، بعد هم فرموده است : خداوند خير را از تو دور فرمايد .
روايت شده است كه پيامبر ( ص ) قبيله ثقيف را لعنت فرموده است و نيز روايت است كه آن حضرت فرموده است « اگر عروة بن مسعود نمى بود ثقيف را لعنت مى كردم » .
حسن بصرى روايت مىكند كه رسول خدا ( ص ) سه خاندان را لعنت كرده است دو خاندان از مردم مكه كه بنى اميه و بنى مغيرهاند و يك خاندان از طائف كه خاندان ثقيف است و در خبر مشهور مرفوعى است كه ضمن آن از ثقيف سخن به ميان آمده و پيامبر فرمودهاند : « چه بد قبيلهيى است كه از آن بسيار دروغگو و بسيار هلاك كننده بيرون مى آيد » و همان گونه بود كه آن حضرت فرموده بود ، بسيار دروغگو مختار و بسيار هلاك كننده حجاج است .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 221
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٢١