تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
همراهش بودند برخاستند .

فصلى در نسب ثقيف و برخى از اخبار ايشان

امير المومنين على عليه السلام به مغيرة بن اخنس فرموده است « و درختى كه آن را نه ريشه‌يى است و نه شاخه‌يى » و اين بدان سبب است كه در مورد نسب ثقيف شك و ترديد و طعنى است . گروهى از نسب شناسان گفته‌اند : ايشان از هوازن هستند و اين همان سخنى است كه خود ثقيفى ها مى گويند و مدعى هستند كه نام اصلى ثقيف قسى و نسب اش چنين است : قسى بن منبه بن بكر بن هوازن بن منصور بن - عكرمة بن خصفة بن قيس بن عيلان بن مضر . عموم مردم هم همين سخن را قبول دارند . گروهى ديگر مى پندارند كه ثقيف از نسل اياد بن نزار بن معد بن عدنان است و نخع برادر پدرى و مادرى اوست و سپس از يكديگر جدا شده‌اند يكى از ايشان در شمار و زمره هوازن است و ديگرى در شمار و زمره مذجح بن مالك بن زيد بن - عريب بن زيد بن كهلان بن سبأ بن يشجب بن يعرب بن قحطان است . ابو العباس مبرد در كتاب الكامل ابياتى را از خواهر مالك اشتر نخعى در مرثيه او آورده است كه ضمن آن گفته است : « ثقيف عموى ما و پدر پدر ماست و برادران ما خاندان نزارند كه همگى خردمندند و استوار » . ابو العباس مى گويد : يحيى بن نوفل كه شخصى بد زبان و هجو كننده بوده است عريان بن هيثم بن اسود نخعى را هجو گفته است و چنان بوده كه عريان زنى به نام زباد را كه از اعقاب هانى بن قبيصة شيبانى و قبلا همسر وليد بن عبد الملك بن - مروان بوده به همسرى گرفته است ، برادر آن زن كه نامش يحيى است چنين گفته است : « اى عريان ، كسى كه وابسته به شماست و در مورد شما پرسيده مىشود نمى داند كه آيا شما از مذجح هستيد يا از اياد . اگر مى گوييد از قبيله مذجح هستيد آنان سپيد چهرگان اند و كوته قامت و داراى زلف پيچيده نيستند و حال آنكه شما داراى سرهاى كوچك هستيد ، و خميده گردن ، گويى به چهره‌هاى

هامش
( 1 ) الكامل ، ج 2 ، ص 66 ، چاپ نهضة مصر .