خداوند براى اهل اين دين برعهده گرفته است كه قلمرو آنان را عزيز بدارد ) شروع مىشود ، ابن ابى الحديد پس از توضيح پارهيى از لغات و تركيبات نكتهيى را طرح مىكند و پاسخ مىدهد و آن نكته اين است كه مى گويد : ] امير المومنين على عليه السلام در اين خطبه عمر را از اينكه شخصا به جبهه جنگ برود منع كرده است كه مبادا كشته شود و بدان گونه همه مسلمانان از ميان بروند . اگر بپرسى پس به چه سبب رسول خدا ( ص ) خود در جنگها حاضر مى شد و فرماندهى جنگ را بر عهده مى گرفت مى گويم : به رسول خدا ( ص ) وعده نصرت و پيروزى داده شده و بر جان خويش ايمنى داشت و آن وعده خداوند در اين گفتار الهى است كه فرموده است : « و خداوند تو را از مردم نگاه مى دارد » ، حال آنكه عمر چنين نبوده است .
اگر بگويى پس به چه سبب امير المومنين عليه السلام خود در جنگهاى جمل و صفين و نهروان حاضر شد و حال آنكه مى توانست خودش در مدينه به منظور حفظ آن شهر و دفاع بماند و اميرى كار آزموده را به جنگ بفرستد مى گويم : اين اشكال دو پاسخ دارد : يكى اينكه او از سوى پيامبر ( ص ) مى دانست كه در اين جنگها كشته نمى شود و گواه اين موضوع اين حديث و خبر مورد اتفاق همگان است كه پيامبر فرمودهاند : « پس از من ، على با پيمان گسلان و تبهكاران و از دين - بيرون شدگان جنگ خواهد كرد »
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢١٦