تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
گفت : آرى . ابوذر گفت : مى توانم به باديه نجد بروم عثمان گفت : نه ، به خاور دور دور برو ، از اين راه برو و از ربذة دور تر مرو . ابوذر به ربذه رفت . واقدى همچنين از مالك بن ابى الرجال از موسى بن ميسرة نقل مىكند كه ابو الاسود دوئلى مى گفته است : دوست مى داشتم ابوذر را ببينم و از او درباره سبب رفتنش به ربذه بپرسم ، پيش او رفتم و گفتم : آيا به من خبر مى دهى كه از مدينه با ميل خودت بيرون رفتى يا مجبور بودى گفت : من كنار يكى از مرزهاى مسلمانان بودم و دفاع مى كردم به مدينه برگشتم ، و گفتم جايگاه هجرت و محل ياران من است و از مدينه هم به اينجا آمدم كه مى بينى . سپس گفت : شبى به روزگار رسول خدا ( ص ) در مسجد مدينه خوابيده بودم كه پيامبر ( ص ) از كنارم گذشتند و با پاى خود به من زدند و فرمودند : نبينم كه در مسجد خفته باشى گفتم : پدر و مادرم فدايت باد خواب بر من غلبه كرد و چشمم برهم شد و در مسجد خوابيدم . فرمود : چه خواهى كرد هنگامى كه تو را از اين مسجد بيرون و تبعيد كنند گفتم : در آن حال به شام مى روم كه سرزمين مقدس و جايگاه جهاد است . فرمود : چه مى كنى اگر تو را از شام تبعيد كنند گفتم : به همين مسجد باز مى گردم . فرمود . اگر باز تو را از اين مسجد تبعيد كنند چه مى كنى گفتم : شمشيرم را برمى دارم و ايشان را با آن فرو مى كوبم . فرمود : آيا تو را به كارى به از اين راهنمايى كنم به هر كجا كشيدند با آنان برو و فرمانبردار و شنوا باش . شنيدم و اطاعت كردم و اينك هم مى شنوم و اطاعت مى كنم و به خدا سوگند عثمان در حالى كه نسبت به من بزهكار است خدا را ملاقات خواهد كرد . بدان كه ياران معتزلى ما كه خدايشان رحمت كناد ، روايات بسيارى نقل كرده و آورده‌اند كه ابوذر به ميل و اختيار خود به ربذه تبعيد شده است . قاضى القضاة كه خدايش رحمت كناد ، در كتاب المغنى از قول شيخ ما ابو على كه خداى او را رحمت كند ، نقل مىكند كه مى گفته است : مردم درباره ابوذر اختلاف كرده‌اند و روايت شده است كه به ابوذر گفتند : آيا عثمان تو را مجبور به اقامت در ربذه كرده است گفته است : نه كه خودم همين جا را براى خويش برگزيدم .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 213 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى