تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤

همچنين ابو على نقل مىكند كه چون ابوذر در شام بود معاويه نامه‌يى به عثمان نوشت و از او شكايت كرد . عثمان به ابوذر نوشت به مدينه بيا و چون به مدينه آمد به او گفت : چه چيزى تو را وادار به رفتن به شام كرد گفت : من شنيدم رسول خدا ( ص ) مى فرمود « چون آبادى و ساختمانهاى مدينه به فلان جا رسيد از اين شهر بيرون شو » و بدين سبب از مدينه بيرون رفتم . عثمان پرسيد : پس از شام كدام سرزمين در نظرت دوست داشتنى تر است گفت : ربذه . عثمان گفت : همانجا برو . شيخ ابو على همچنين از زيد بن وهب نقل مىكند كه مى گفته است : هنگامى كه ابوذر در ربذه بود از او پرسيدم : چه چيز موجب آمد تا اينجا منزل كنى گفت : خبرت دهم كه در شام بودم و اين آيه و گفتار خداوند متعال را تذكر مى دادم كه « كسانى كه زر و سيم مى اندوزند و آن را در راه خدا نمى بخشند . . . » معاويه گفت : اين آيه در مورد اهل كتاب نازل شده است . گفتم : هم در مورد ماست و هم در مورد ايشان . معاويه در اين مورد به عثمان نامه نوشت و عثمان براى من نوشت به مدينه بيا . پيش او رفتم ، مردم چنان پشت به من مى كردند كه گويى مرا نمى شناسند ، از اين موضوع به عثمان شكايت بردم مرا مخير كرد و گفت : هر جا مى خواهى ساكن شو و من در ربذه ساكن شدم . ما مى گوييم : اين اخبار اگر هم روايت شده باشد به بسيارى و شهرت آن اخبار و روايات نيست . راه درست اين است كه براى ابراز حسن ظن و تراشيدن بهانه در مورد اين كار عثمان [ ] گفته شود كه او از بروز اختلاف ميان مسلمانان و فتنه و آشوب ترسيده و به گمانش رسيده است كه تبعيد ابوذر به ربذه براى ريشه كن كردن فتنه و قطع اميد كسانى كه هواى تفرقه افكنى دارند سودبخش تر است و او را به رعايت مصلحت [ ] تبعيد كرده است و اين كار براى امام جايز است . ياران معتزلى ما چنين مى گويند و اين به مكرمت اخلاقى [ ] هم سزاوارتر است كه شاعر چنين سروده است : « چون از دوستى براى تو لغزش سرزد خودت براى لغزش او چاره‌يى بينديش » .

هامش
( 1 ) بخشى از آيه 24 سوره توبه .