تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
مردم اربل را كشتند و شهر را ويران و « آن را با خاك يكسان كردند » به تبريز برگشتند كه جايگاه جرماغون و پايتخت او بود . هنگامى كه مغولان از اربل كوچ كردند لشكر بغداد به شهر خود بازگشت . پس از اين هم مغولان حملات بسيارى به سرزمينهاى شام كردند كه كشتند و به تاراج بردند و اسير گرفتند تا آنجا كه سواران ايشان به حلب رسيدند و به آن درافتادند و مردم و امير حلب با چاره‌سازى آنان را عقب راندند . مغولان سپس آهنگ سرزمينهاى كيخسرو ، سالار روم كردند و اين پس از مرگ جرماغون بود . شخصى كه به جاى جرماغون نشست بابايسيجو بود . پادشاه روم تمام امكانات و لشكرهاى خويش را آماده ساخت و گروهى از كردان عتمرى و لشكريان شام و حلب را هم گرد آورد - گفته شده است : صد هزار پياده و سواره جمع كرد . مغولان با بيست هزار سپاهى با او روياروى شدند و ميان آنان جنگهاى سخت درگرفت . مغولان تمام افراد مقدمه لشكر كيخسرو را كشتند كه تمام يا بيشتر آنان از دليران و نامداران حلب بودند و همگى كشته شدند و بدينگونه لشكر روم شكست خورد و سالارشان گريخت و به دژ « انطاكيه » كه كنار دريا بود پناهنده شد و لشكرهايش از هم پاشيده شد و گروهى بيرون از شمار كشته شدند . مغولان به شهر قيساريه درآمدند و كارهاى زشت و ناپسندى چون كشتار و تاراج و آتش زدن مرتكب شدند همچنين در شهر « سيواس » و ديگر شهرهاى بزرگ روم همانگونه رفتار كردند . سالار روم براى اطاعت از ايشان سر فرود آورد و كسى نزد آنان فرستاد و از ايشان خواست كه پرداخت مال و جزيه را از او بپذيرند . مغولان براى او خراجى مقرر داشتند كه همه ساله بپردازد و از كشور او كوچ كردند . پس از آن مغولان نسبت به همه سرزمينهاى اسلامى موضعى همراه با آرامش و صلح نسبى داشتند تا سال ششصد و چهل سه فرا رسيد . در اين سال سليمان بن - برجم يكى از اميران بغداد كه سالار طايفه تركمانان « ايواء » بود در يكى از دژهاى كوهستان شحنه‌يى از مغولان را كه نامش خليل بن بدر بود كشت . قتل او موجب آمد كه از تبريز ده هزار غلام مغول به سالارى جغتاى صغير بيرون آيند و شتابان منازل را بپيمايند آن چنان كه خود از خبر خويش پيشى گرفتند و مردم در بغداد به