كه عزم او را زنى سست و معطل كند شايستهء فرماندهى لشكرها نيست . و به جاى او جرماغون را گماشت . آنان حركت كردند و از جيحون آهنگ جايى به نام « پنج آب » كردند كه عبور از آن ممكن نبود و چون در آنجا كشتى نيافتند از چوب ، حوضهاى بزرگى ساختند و پوست گاو بر آن كشيدند و سلاحهاى خود را در آن نهادند و اسبهاى خود را در آب راندند و خود ، دمهاى اسبها را در دست گرفتند و آن حوضها به ايشان بسته بود و اسبها مردان را از پى خود مى كشيدند و مردان حوضها را و بدينگونه همگان يك باره از آن آب عبور كردند . خوارزمشاه متوجه آنان نشد تا اينكه ناگاه آنان را در سرزمين خود ديد . لشكر خوارزمشاه از ترس و بيم از مغولان آكنده بودند و نتوانستند پايدارى كنند و پراكنده شدند و هر گروه به سويى گريخت . خوارزمشاه با تنى چند از ويژگان خود در حالى كه به هيچ چيز توجه نداشت از آنجا كوچ و آهنگ نيشابور كرد . چون وارد نيشابور شد برخى از لشكرهاى او بر گرد او جمع شدند ولى هنوز مستقر نشده بود كه جرماغون به نيشابور رسيد ، او در مسير خود هيچ غارت و كشتارى نمى كرد و فقط شتابان در تعقيب و جستجوى سلطان محمد خوارزمشاه منازل را طى مى كرد و با اين كار خود به خوارزمشاه مهلت جمع كردن سپاه نمى داد .
خوارزمشاه همين كه نزديك شدن مغولان را شنيد از نيشابور به مازندران گريخت و خود را در آن ديار انداخت .
جرماغون هم از پى او روان بود آن چنان كه راه خود را به سوى نيشابور كژ نكرد بلكه آهنگ مازندران كرد و خوارزمشاه از مازندران گريخت ، از هر منزلى كه او كوچ مى كرد مغولان در آن فرود مى آمدند . سرانجام خوارزمشاه كنار درياى مازندران رسيد و خود و يارانش در كشتى هايى نشستند و رفتند و چون مغولان آنجا رسيدند و دانستند كه به دريا رفته است نااميد شدند و برگشتند ، اين مغولان همان گروهاند كه عراق عجم و آذربايجان را به تصرف خود درآوردهاند و تا روزگار ما مقيم ناحيه تبريزند . در مورد فرجام خوارزمشاه اختلاف است . گروهى گفتهاند او در دژى استوار كه ميان درياى طبرستان داشت مقيم شد و همانجا درگذشت . برخى گفتهاند كه او
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 186
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٨٦