تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
و همه سپاهيان و كسان ديگرى را كه در آن قلعه بودند كشتند . چون از اين كار آسوده شدند چنگيزخان فرمان داد براى او نام سران و سرشناسان شهر نوشته شود ، اين كار انجام شد . چون بر او عرضه داشتند فرمان داد آنان را بياورند . چون آوردند به آنان گفت از شما شمش هاى نقره‌يى را كه خوارزمشاه به شما فروخته است مى خواهم كه آنها از من بوده و به ناروا از يارانم گرفته شده است . هر كس كه چيزى از آن نقره پيش او بود آن را حاضر ساخت ، و چون از اين كار فارغ شد دستور داد آنان به تنهايى از شهر بيرون روند و ايشان بدون هيچ مالى و در حالى كه فقط لباسى را كه بر تن داشتند همراهشان بود از شهر بيرون رفتند ، چنگيز فرمان كشتن ايشان را داد كه همگان را كشتند . آن گاه دستور داد شهر را به تاراج برند هر چه در آن بود به تاراج برده شد و زنان و كودكان به اسيرى گرفته شدند و مردم را در طلب مال بسيار شكنجه دادند و سپس از بخارا براى رفتن به سمرقند كوچ كردند . ناتوانى خوارزمشاه از مبارزه با آنان براى ايشان مسلم شده بود ، تاتار كسانى از مردم بخارا را كه تسليم شده يا به سلامت مانده به زشت ترين صورت پياده با خود مى بردند و هر كس را كه از پياده رفتن بازمانده و ناتوان مى شد مى كشتند . چون نزديك سمرقند رسيدند اسب سواران را پيشاپيش فرستادند و پيادگان و اسيران و باروبنه را پشت سر خود رها كردند تا آنكه اندك اندك آنان را جلو بياورند و بدانگونه مردم سمرقند را بترسانند . همين كه سمرقنديان سياهى لشكر و طول فاصله آن را ديدند آنان را بسيار بزرگ پنداشتند . روز دوم كه پيادگان و اسيران و باروبنه رسيد همراه هر ده تن از اسيران رايتى بود ، مردم شهر پنداشتند كه همه آنان جنگجويان اند . مغولان سمرقند را احاطه كردند ، در آن شهر پنجاه هزار تن خوارزمى و تعدادى بيرون از شمار از ديگر مردم بودند . لشكريان خوارزمشاه از بيرون آمدن و مقابله با مغولان خوددارى كردند ، عامه مردم با سلاح بيرون آمدند مغولان براى اينكه آنان را در مورد خود به طمع اندازند نخست عقب نشينى كردند و بر سر راه سمرقنديان كمينها نهاده بودند كه از آن گذشتند مغولان از كمين بيرون آمدند و بر ايشان تاختند و همه مغولان بازگشتند و تمام ايشان را كشتند .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 184 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى