تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
مرا بگيرند . اتليمش دانست كه عقل خوارزمشاه دگرگون شده است و خداوند نعمتهاى او را مبدل فرموده است . او به خوارزمشاه گفت : چه مى خواهى گفت : مى خواهم مرا در دريايى كه به درياى كرمان معروف است سوار كنى . او خوارزمشاه را با تنى چند از بردگان خويش به كرمان گسيل داشت و از آنجا به اطراف فارس رفت و آنجا در دهكده‌يى از دهكده‌هاى فارس درگذشت ، مرگش را پوشيده داشتند تا تاتارها براى بيرون آوردن پيكرش آهنگ آنجا نكنند . خلاصه آنكه سرانجام احوال او مشتبه است و به يقين دانسته نشده است . مردم حدود هفت سال پس از مرگش همچنان منتظرش بودند و بسيارى از ايشان بر اين عقيده بودند كه او زنده است و خود را پوشيده داشته است تا آنكه پيش همه مردم ثابت شد كه او درگذشته است . اما جرماغون همين كه از دست يافتن به خوارزمشاه نااميد شد از كناره دريا به مازندران برگشت و با همه استوارى و دشوارى ورود به آن و سخت بودن تصرف دژها با سرعت آن را تصرف كرد . مازندران از ديرباز همين گونه بوده است مسلمانان هنگامى كه كشور خسروان ايران را از عراق تا دورترين نقاط خراسان تصرف كردند مازندران به حال خود باقى ماند و خراج مى پرداخت و مسلمانان قادر نبودند به آن درآيند تا روزگار سليمان بن عبد الملك . همين كه مغولان مازندران را به تصرف درآوردند كشتار و تاراج و غارت كردند و سپس آهنگ رى كردند . ميان راه به مادر سلطان محمد و زنان او برخوردند اموال و اندوخته‌هاى خزانه خوارزمشاه و گوهرهاى گرانبهايى كه نظير آن ديده و شنيده نشده بود همراهشان بود ، آنان آهنگ رى داشتند كه به يكى از دژهاى استوار پناه ببرند ، مغولان بر ايشان و هر چه كه همراهشان بود دست يافتند و همه را به حضور چنگيزخان كه در سمرقند بود فرستادند و آهنگ رى كردند و به آنان ضمن شايعات راست و دروغ كه ميان مردم رايج است خبر رسيده بود كه خوارزمشاه به رى رفته است . مغولان در حالى كه مردم رى از ايشان غافل بودند به آن شهر رسيدند و لشكر رى هنگامى متوجه شدند كه مغولان آن را به تصرف درآوردند و تاراج كردند و زنان را به اسيرى و پسران را به بردگى گرفتند و هر كار زشتى كه توانستند انجام دادند و در رى درنگ نكردند و شتابان به طلب خوارزمشاه رفتند و در راه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 188 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى