تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
و از جمله افراد بنى هاشم كه در اين جنگ كشته شدند گروهى از فرزندان جعفر بن - سليمان هستند . آنگاه صاحب زنج برگشت و سرهاى كشتگان را جمع كرد كه چند بلم از آنها انباشته شد و از رودخانه ام حبيب بيرون آورد و سرها را سوار بر شتران كرد و سرها به بصره رسيد و كنار آبشخورى كه به آبشخور قيار معروف بود شتران را نگه داشتند و مردم كنار آن سرها مى آمدند و سر هر كس را وابستگانش برمى داشتند . كار صاحب زنج پس از اين روز بالا گرفت و نيرومند شد و دلهاى مردم بصره از بيم او انباشته شد و از جنگ با او خوددارى كردند و براى سلطان خبر او نوشته شد . سلطان - خليفه - جعلان تركى را همراه لشكرى گران با ساز و برگ به يارى مردم بصره گسيل داشت . ابو جعفر طبرى مى گويد : ياران على بن محمد صاحب زنج به او گفتند : ما جنگجويان مردم بصره را كشتيم و در آن شهر كسى جز افراد ناتوان و بى جنب و جوش باقى نمانده اجازه بده تا بر آن حمله بريم . او ايشان را از اين كار منع كرد و آراء آنان را ناپسند شمرد و گفت : بر عكس چون بصره را به بيم و هراس انداخته‌ايم بايد از آن فاصله بگيريم و دور شويم ، وقتى ديگر آن را مى گشاييم و با ياران خود به شوره‌زارى در كنار دورترين آبهاى بصره موسوم به شوره‌زار ابو قره كه نزديك رود حاجر قرار دارد كوچ كرد و همانجا مقيم شد و به يارانش دستور داد براى خود پرچين و كوخ بسازند ، اين شوره‌زار از لحاظ درختان خرما و دهكده‌ها متوسط است ، يارانش را به چپ و راست گسيل داشت و آنان بر دهكده‌ها غارت مى بردند مزدوران را مى كشتند و اموال آنان را به تاراج مى بردند و دامهاى ايشان را به سرقت . در اين هنگام يكى از يهوديان اهل كتاب كه نامش مارويه بود پيش
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 99 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى