كمين كنند ، به على بن ابان مهلبى هم دستور داد با بقيه كسانى كه همراه او بودند به مردم حمله برد و به او دستور داد كه خود و يارانش با سپرهاى خود چهره خويش را بپوشانند و هيچيك از ايشان به آنان حمله نكنند تا آن قوم برسند و با شمشيرهاى خود حمله آورند . در آن هنگام به آنان حمله بردند ، و به نيروهايى كه در دو سوى رودخانه كمين كرده بودند پيام داد وقتى آن جمع از شما گذشتند و احساس كرديد كه يارانتان بر آنان حمله كردهاند از سوى رودخانه بيرون آييد و فرياد برآوريد و حمله كنيد .
صاحب زنج پس از اين جنگ به ياران خود مى گفته است همين كه جمع مردم بصره فرا رسيدند و آنان را ديدم متوجه شدم كه كارى سخت هول انگيز است و چنان مرا به بيم انداخت و سينهام را انباشته از ترس و خوف كرد كه ناچار متوسل به دعا شدم و از ياران من جز تنى چند كسى با من نبود كه مصلح از جمله ايشان بود و هر يك از ما كشته شدنش در نظرش مجسم بود ، مصلح مرا از بسيارى لشكر دشمن آگاه مى ساخت و به شگفت وا مى داشت ناچار به او اشاره مى كردم كه ساكت و آرام باش ، و همين كه آن قوم به من نزديك شدند عرضه داشتم : پروردگارا ، اين ساعت درماندگى و دشوارى است مرا يارى فرماى ناگاه پرندگانى سپيد ديدم كه روى آوردند و با آن جمع روياى شدند هنوز دعاى من تمام نشده بود كه ديدم قايقى از قايقهاى ايشان واژگون شد و همه كسانى كه در آن بودند غرق شدند پس از آن بلمى غرق شد و پياپى يكى پس از ديگرى غرق مى شد و در همين حال ياران من بر آنان حمله كردند و كسانى بر دو سوى رودخانه كمين ساخته بودند از كمين بيرون آمدند و فرياد برآوردند و به جان مردم درافتادند ، مردم از خود بى خود و گروهى غرق و گروهى به اميد نجات به طرف رودخانه گريختند و شمشيرها آنان را فرو گرفت ، هر كس پايدارى كرد كشته شد و هر كس خود را در آب انداخت غرق شد تا آنجا كه بيشتر آن لشكر نابود شدند و جز شمارى اندك كسى از ايشان رهايى نيافت و شمار گمشدگان در بصره بسيار شد و بانگ ناله و زارى زنان ايشان بلند گرديد .
ابو جعفر طبرى مى گويد : روز بلم و جنگ بلم كه مردم آن را در اشعار خويش بسيار ياد كردهاند و شمار كشتگان آن را بسيار دانستهاند همين جنگ است ،
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 98
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٩٨