به گفتهء مؤلف ، در آن هفت روز بيمارى ، خليفه - معتمد - طبيبان و خدمتكاران خود را به مراقبت از حضرت گماشت و بسيارى از شخصيتهاى سرشناس عباسى و علوى نيز از ايشان عيادت كردند . هرچند مؤلف به هدف خليفه از اين كار اشارهاى نكرده ، روشن است كه اين مراقبتهاى ويژه با هدفى سياسى و به منظور كسب اطمينان و خبر از چگونگى وضع آن حضرت صورت مىگرفته است . بنا به نقل كلينى از احمد بن عبيد الله بن خاقان ، كه از شخصيتهاى وابسته به دربار عباسى بوده است ، پس از بيمارى حضرت ، خليفه ، عبيد الله بن خاقان را همراه پنج تن از خاصان خليفه - از جمله نحرير خادم - مأمور ملازمت خانهء امام كرد ، و شمارى پزشك و نيز قاضى القضاة را به همراه ده تن از خاصان خويش ملازم حضرت ساخت تا پس از رحلت حضرت ، شهادت دهند كه به مرگ طبيعى از دنيا رفته است ! « 1 » گفتنى است همين حركت خليفه ، از شواهد گوياى توطئهء وى بر ضد حضرت ، و مشكوك بودن رحلت ايشان است .
مؤلف ، خبر توطئهء مسموم كردن حضرت را به فرمان معتمد عباسى به منابع بعدى شيعه نسبت مىدهد . در منابع نخستين شيعى ، خبرى صريح دربارهء شهادت حضرت و چگونگى آن در دست نيست ؛ اما در منبعى از قرن ششم ، مسموم شدن حضرت گزارش شده است . « 2 » جز اين گزارش ، قراينى نيز براى تأييد شهادت آن حضرت قابل ارائه است ؛ از جمله آنكه حضرت - چنانكه گذشت - بارها محبوس شد و تحت مراقبت بود و همواره در معرض خطر مىزيست . رحلت او در سنين جوانى ( 28 سالگى ) ، و نيز تلاش خليفه بر اثبات وفات حضرت به گونهء طبيعى نيز از شواهد اين مدعا به شمار مىروند . افزون بر اين ، بنابر روايت امام حسن مجتبى عليه السّلام ( ما منّا الا مسموم او
هامش
( 1 ) . همان ، ص 505 .
( 2 ) . مجمل التواريخ و القصص ، ص 458 .