ليكن به هر روى از اين كار منصرف مىشده يا به هدف خود دست نمىيافته است .
ميان شيعه مشهور است كه سرانجام امام عليه السّلام با توطئهء منصور و به دست مزدوران وى مسموم شد و به شهادت رسيد .
همچنين نامهء منصور به حاكم مدينه پس از شنيدن خبر وفات امام عليه السّلام ، كه به او فرمان مىداد وقتى امام عليه السّلام را شناسايى كرد ، به سرعت او را سر به نيست كند ، نشانهاى ديگر از نادرستى سخن نويسنده است .
برخوردهاى ميان امام عليه السّلام با خلفا و حاكمان معاصر خود ، به ويژه منصور ، به قدرى فراوان است كه علامه مجلسى ، حدود پنجاه صفحه از كتاب خود را ذيل عنوان « باب ما جرى بينه عليه السّلام و بين المنصور و ولاته و سائر الخلفاء الغاصبين و الامراء الجائرين » به اين برخوردها اختصاص داده است ؛ برخوردهايى كه عمدتا غير مسالمتآميز بودهاند .
7 . « . . . ابو خطاب . . . » . « 1 »
ابو الخطاب يكى از ياران امام صادق عليه السّلام بوده كه مدتى از محضر ايشان بهره مىبرده است . وى بعدها دچار انحراف شد و در زمرهء بزرگترين مروجان غلو درآمد ؛ اما بااينحال در هيچيك از منابع رجالى و حديثى شيعه ، از روابط نزديك او با امام عليه السّلام سخنى به ميان نيامده ، و در عوض روايات و گزارشهاى پرشمارى در منابع شيعى به چشم مىخورد كه از برخورد شديد امام عليه السّلام با ابو الخطاب و انديشههاى غلوآميز او حكايت مىكند و حضرت عليه السّلام بارها او را آماج لعن و نفرين قرار مىدهد . « 2 »
8 . « فلاسفه » « 3 »
اصولا كاربرد واژهء فلاسفه دربارهء كسانى مانند ابو الخطاب درست نيست ؛ زيرا فلسفه علمى است كه تعريفى خاص دارد كه بر اين فرد و نيز كسانى مانند
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . محض نمونه ر . ك : سيد ابو القاسم موسوى خويى ، معجم رجال الحديث ، ج 14 ، ص 245 ؛ نيز براى اطلاع بيشتر از احوال ابو الخطاب و آثار و افكار او ، ر . ك : دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، مقاله ابو الخطاب .
( 3 ) . ترجمهء مذخل ، ص 289 از همين كتاب .