حضرت سر ناسازگارى داشتند ، و زيديه نيز چون امامت را حق زيد بن على بن الحسين مىشمردند ، در امامت حضرت باقر عليه السّلام خدشه كردند ، و به تبع آن ، ادلهء امامت حضرت باقر عليه السّلام ، سالها پس از رحلت ايشان ، كانون بحث و بررسى قرار گرفت . « 1 »
2 . دادهها و منقولات و استنتاجات
1 . تأكيد نويسنده بر مشهورترين و مهمترين لقب و وصف امام محمد بن على عليه السّلام ، يعنى « الباقر » كه اصل آن به پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و آله مىرسد ، در خور توجه است . اما ارجاع اين لقب به دو كتاب از شيخ صدوق ، ابن بابويه ( متوفى 381 ) ، شايد براى خوانندهء ناآشنا با تاريخ و منابع اسلامى اين تصور را پديد آورد كه راويان اين لقب فقط شيعيان بودهاند ؛ حال آنكه در بسيارى از منابع متقدم بر ابن بابويه ، از شيعه و سنى ، همين لقب براى آن حضرت ذكر شده و برخى از آنان سابقهء آن را به رسول اكرم رساندهاند . ابن قتيبه دينورى ( متوفى 276 ) و ابن واضح يعقوبى ( متوفى 284 ) از اين شمارند . ابن قتيبه در عيون الاخبار ( ج 1 ، ص 212 ) گزارش ديدار زيد بن على بن الحسين عليه السّلام را در دربار هشام بن عبد الملك اموى به سال 121 و بررسى منازعاتى كه با يوسف بن عمر داشتند ، آورده و نقل كرده است كه هشام ، به انگيزهء تحقير و توهين زيد ، از برادر وى ، يعنى حضرت ابو جعفر محمد بن على عليه السّلام با تعبيرى وهنآلود ، ناظر به لقب « باقر » ، ياد كرد ، و در پى آن زيد برآشفت و به او هشدار داد كه اين لقب را رسول الله صلّى اللّه عليه و آله براى ايشان برگزيدهاند . آنگاه زيد ماجراى ملاقات جابر بن عبد الله انصارى با برادر بزرگوارش ، امام باقر عليه السّلام را باز گفت و بيان كرد كه جابر سلام رسول الله صلّى اللّه عليه و آله را به
هامش
( 1 ) . مؤلف در ابتداى مقاله ، امام باقر عليه السّلام را امام پنجم شيعيان دوازده امامى معرفى كرده است ؛ ولى حق آن بود كه به جاى دوازده امامى از تعبير « امامى » استفاده مىكرد ؛ زيرا شيعيان اسماعيليه نيز - كه به امامت منصوص قايل بودهاند - آن حضرت را امام پنجم مىدانند . شيعيان واقفى نيز كه تا امام موسى كاظم عليه السّلام را پذيرفته بودند ، چنين عقيدهاى داشتهاند .