عشرى تبديل شد تدوين كرد . مهمترين اين آموزهها عبارتاند از : 1 ) انتقال امامت از يك امام به امام بعدى به فرمان الاهى صورت مىگيرد ، كه اين فرمان در نص صريح از جانب خداوند وحى شده و توسط پيامبر ( كه نام تمام امامان را بيان كرده ) و سپس توسط هر امام كه به نوبهء خود جانشين خود را تعيين مىكند آشكار مىشود . 2 ) تمام امامان از اولاد فاطمه [ عليها السّلام ] هستند ؛ 3 ) امامان دانش خاصى دارند كه ديگران از آن بىبهرهاند ؛ 4 ) امامان ولايت مطلقهء معنوى دارند و بايد از ولايت مطلقهء سياسى نيز برخوردار باشند ؛ 5 ) هر بيان اعتقادى و فقهى از سوى امام ، سخن پيامبر است كه از طريق اجداد امام به او رسيده است ( كه يا به شيوهء معمولى بشرى مانند گفتار ، يا از طريق توارث ، از نسلى به نسل ديگر منتقل گرديده است ) . بنابراين گاهى سلسله سند يك حديث شيعى به يك امام ختم مىشود نه به پيامبر . [ امام ] باقر از آموزهء جدايى ( برائت ) از دشمنان ائمه حمايت كرد . اصلىترين اين دشمنان ، اكثريت اصحاب و به خصوص سه خليفهء اول بودند .
براى مقابله با اين عقيده ، صاحبنظران اهل تسنن اظهار مىدارند كه [ امام ] باقر وفادارى خويش را به ابو بكر و عمر اعلام كرده است . همچنين [ امام ] باقر معتقد بود كه تحت شرايط خاصى ، حفظ نفس از طريق تقيه جايز است ، و در مواقع خطر براى جان انسان يا عضو بدن ، واجب است .
موضع اماميه - آنگونه كه [ امام ] باقر آن را شرح و بسط داده - در زمينهء استدلال فردى ( اجتهاد ) ، موضع مخالف بوده است : بنا به توصيف [ امام ] باقر ، مريد و شاگرد ايدئال كسى است كه بدون چون و چرا ، حكم
( rulings )
امام را دريافت كرده ، منتقل سازد ، و از آن اطاعت نمايد . در عين حال او مجبور بود با افراد تكرو و خودرأى در درون گروه خويش ، مقابله كند . يكى از معروفترين اين افراد ، زرارة بن اعين ( متوفاى 150 ق / 767 م ) بود كه درباره برخى از مسائل كلامى ، نظرات مستقلى داشت . وى ( در برابر [ امام ] باقر ) استدلال كرد كه حدّ