تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
دينورى ( م . 282 ) مىنويسد : وقتى امام حسن عليه السّلام با معاويه صلح كرد ، عده‌اى از شيعيان از اين امر بسيار ناراحت بودند . آنان نزد امام حسن عليه السّلام آمده ، درخواست كردند تا قرارداد صلح را بر هم زند و با معاويه بجنگند ؛ اما امام حسن عليه السّلام آنان را پاسخ گفت و پيشنهاد ايشان را نپذيرفت . از اين‌روى ، آنان به نزد امام حسين عليه السّلام آمده ، گفتند : شما به برادرت حسن و اين صلح‌نامه اعتنا نكن و با همراهى شيعيانت قيام كن . امام حسين به آنان فرمود : ما بيعت كرده و قرارداد بسته و صلح كرده‌ايم و هيچ راهى براى نقض قرارداد وجود ندارد . « 1 » در گزارش ديگرى آمده است : پس از شهادت امام حسن عليه السّلام ، شيعيان كوفه از امام حسين عليه السّلام درخواست كردند كه نظر برادرش را رها ساخته ، قيام كند . اما امام حسين عليه السّلام به آنان نوشت : دربارهء برادرم اميد داشتم كه خداوند در آينده او را توفيق دهد و اما امروز نظر من اين است كه هيچ اقدامى نكنيد و در خانه‌هايتان پنهان شويد و خود را از تهمت دور نگهداريد تا زمانى كه معاويه زنده است . « 2 » اين دو گزارش نظر اين اسلام‌شناس غربى را به صراحت رد مىكند ؛ چنانچه امام حسين عليه السّلام موافق صلح نبود نمىبايد به شيعيان جواب رد مىداد . امام حسين عليه السّلام نسبت به امام حسن عليه السّلام چنان مطيع بود كه امام باقر عليه السّلام مىفرمايد : حسين عليه السّلام براى برادر آنچنان عظمتى قايل بود كه هيچگاه نزد او سخن نمىگفت . « 3 » همچنين در روايات آمده است كه امام برادر خود ، امام حسن عليه السّلام را به اسم صدا نمىزد و او را « سيدى » مىخواند . ادب و احترام و عدم پيشى گرفتن امام حسين عليه السّلام بر برادر بزرگوارش امام حسن عليه السّلام چنان بود كه حتى در فضايل اخلاقى و امور خير هميشه مىكوشيد تا موقعيت پايين خود را حفظ كند ؛ براى نمونه ابن ابى الدنيا ( م . 281 ) مىنويسد :
هامش
( 1 ) . ابو حنيفه دينورى ، الاخبار الطوال ، ص 221 . ( 2 ) . همان ، ص 222 . ( 3 ) . ابن شهر آشوب ، مناقب آل ابى طالب ، ج 2 ، ص 143 .