بنابر روايتى ديگر ، امام حسين عليه السّلام به برادرش فرمود : تو را به خدا قسم مىدهم بپرهيزى از اينكه شيوه و سياست جديد معاويه را تأييد كنى و شيوه و روش پدرت را كنار بگذارى . « 1 » اين روايت ساختگى ، در پى القاى آن است كه امام حسن عليه السّلام مبانى امام على عليه السّلام را قبول نداشته است ؛ درحالىكه امير مؤمنان عليه السّلام به دليل موقعيت خاصى كه براى او پديد آورده بودند ، صلح با معاويه را پذيرفت ، و امام حسن و امام حسين عليهما السّلام نيز از جمله شاهدان آن صلحنامهاند « 2 » همان شرايط ، و بلكه بدتر از آن براى امام حسن عليه السّلام نيز پديد آمد ؛ چنانكه امام حسن عليه السّلام اين امر را با برادرش در ميان گذاشته است . « 3 » بنابراين چگونه مىگفت كه پذيرش صلح ، مخالف رفتار امام على عليه السّلام است ؟ !
اين اخبار ساختگى بر نوشتههاى برخى محققان اسلامى و مستشرقان نيز تأثير گذاشته است . محض نمونه طه حسين در اين زمينه مىگويد : امام حسين عليه السّلام با صلح برادرش مخالف بود و تصميم داشت در مقابل آن بايستد ، ولى برادرش او را به بستن غل و زنجير تهديد كرد تا اينكه صلح انجام شد . « 4 » او همچنين مىنويسد : امام حسين صلح را قبول نداشت ؛ زيرا آن را مخالفت با سيرهء پدرش مىدانست . « 5 »
همين فضاى مسموم حاكم بر منابع تاريخى موجب شده است اين مستشرق غربى نيز در اين مدخل از اخبار ساختگى متأثر شده و به بيان مخالفت امام حسين عليه السّلام با برادرش بپردازد .
مطلب نخست ، يعنى مخالفت امام حسين عليه السّلام با صلح امام حسن عليه السّلام مطلبى است كاملا بر خلاف گزارشهاى تاريخى كه براى مثال به دو نمونه از آنها اشاره مىشود :
هامش
( 1 ) . انشدك اللّه ان تصدق احدوثة معاوية و تكذب احدوثة ابيك . ( تذكرة الخواص ، ص 197 ) .
( 2 ) . نصر بن مزاحم ، وقعة صفين ، ص 507 .
( 3 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 34 - 35 ؛ راضى آل ياسين ، صلح الحسن ، ص 253 .
( 4 ) . اسلاميات ، الفتنة الكبرى ، ( على و بنوه ) ، ص 988 - 989 .
( 5 ) . همان .