دارند ؛ و 3 ) اعتقاداتى كه در آنها ، حسين [ عليه السّلام ] به صورت شخصيتى تاريخى كه ما مىشناسيم باقى مىماند اما هالهاى از معجزات او را فرا مىگيرد و برتر از انسانهاى عادى قرار مىدهد ( و اكثر اعتقادات نيز از همين نوعاند ) . در گروه اول اعتقادات ، حسين [ عليه السّلام ] بهطور كلى نقشى مرتبط با نقش ديگر اعضاى اهل بيت [ عليهم السّلام ] دارد و نقش او كاملا با برادرش حسن [ عليه السّلام ] يكسان است . جهت بررسى مفصل اين اعتقادات - كه تحت تأثير يك نظام ماوراء الطبيعى به وجود آمدهاند كه مدتهاى مديدى پيش از اسلام وجود داشته و افراطيون شيعى ( غلات ) آن را بسط و گسترش دادهاند - رجوع كنيد به اسماعيليه -
ISMAILIYYA
، و ام الكتاب -
UMM AL - KTAB
. در اينجا يك نمونه از آنها را ذكر مىكنيم ( ابن رستم طبرى ، ص 59 ) : هفت هزار سال پيش از خلقت جهان ، محمد [ صلّى اللّه عليه و آله ] ، على [ عليه السّلام ] ، فاطمه [ عليها السّلام ] ، حسن و حسين [ عليهما السّلام ] ، « اشباحى » از نور بودند كه خداوند را در عرش او ، حمد و ستايش مىكردند . هنگامى كه خداوند مىخواست صور آنان را بيافريند ، ايشان را همچون ستونى ( عمودى ) از نور ، ايجاد كرد ، سپس آنان را در صلب آدم و از آنجا در صلب و رحم نياكانشان قرار داد . آنان به شرك و بدعت آلوده نشدند . روايت ذيل از جمله روايات « معاد شناختى » است ( يعنى گروه دوم اعتقادات ، كه احتمالا مرتبط با اعتقادات فرقهء شيعى مغيريه مىباشد ؛ فرقهاى كه بنيانگذار آن مغيرة بن سعيد عجلى متوفاى 119 ق / 737 م بوده است ) . اين روايت در كتاب ابن رستم طبرى ، بدين صورت است : حسين [ عليه السّلام ] به كوه رضوا ، رفت كه در آنجا تا قيام مهدى [ عج ] بر تختى از نور باقى خواهد ماند ؛ پيامبران او را احاطه كرده ، پيروان راستينش ، پشت سر او خواهند بود ؛ آنگاه به كربلا خواهد رفت و در آنجا تمام انسانها و موجودات آسمانى او را ملاقات خواهند كرد ( ص 78 ) . ساير روايات « معاد شناختى » متعلق به آن دسته از رواياتى است كه براى اهل بيت مقامى ممتاز در بهشت قايلاند ؛ براى مثال در كتاب ابن شهر آشوب