تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
5 ) برادرانى كه در دو جناح مخالف مىجنگيدند ( همان ، ص 341 ) ؛ 6 ) كشته شدن جنگجويى پير و دلاور به نام عابس بر اثر پرتاب سنگها ؛ 7 ) فرار يكى از ياران حسين [ عليه السّلام ] ( همان ، ص 354 ) ؛ 8 ) قهرمانانى كه در جنگهاى تن‌به‌تن كشته شدند ؛ مانند مسلم بن عوسجه ، جنگجويى كه در لشكركشيها عليه كفار شركت كرده بود ( همان ، ص 343 و صفحه بعد ) ، و برير سرور قاريان قرآن ( همان ، ص 338 - 340 ) ، و حبيب بن مظاهر ( همان ، ص 348 و صفحه بعد ) و زهير بن قين ( همان ، ص 349 و صفحه بعد ) و ديگران در جاهاى مختلف اين كتاب .

وقايع پس از جنگ

مىگويند كه پيكر حسين [ عليه السّلام ] كه پر از جراحت بود ( همان ، ص 366 ) ، زير سم اسبان ده نفر لگدمال شد ؛ كسانى كه داوطلب شده بودند تا اين بىحرمتى را بر نوادهء پيامبر روا دارند . پس از رفتن ابن سعد ، افراد قبيله بنى اسد از روستاى غادريه كه در همان محل قتل عام قرار داشت ، پيكر بىسر حسين [ عليه السّلام ] را به همراه اجساد ساير « شهدا » دفن كردند ( همان منبع ، ص 368 ) ( دربارهء حرم و بارگاهى كه به افتخار آنان ، بنا شد ، رجوع شود به مدخل كربلا -
( KARBALA
. سر حسين [ عليه السّلام ] و ديگر طالبيون را ابتدا به كوفه و سپس به دمشق بردند . هنگامى كه سر حسين [ عليه السّلام ] را در برابر ابن زياد و يزيد نهادند ، هركدام واكنش متفاوتى داشتند : ابن زياد به او اهانت كرد و تعدادى از دندانهايش را با تركه‌اش شكست . اما خليفه بنابر اكثر روايات ، برخوردى محترمانه داشت و از بابت عجله‌اى كه والى او به خرج داده بود ، اظهار تأسف كرد ؛ تا آنجا كه پسر سميه را نفرين نمود . آورده‌اند كه [ او ] گفت : اگر حسين [ عليه السّلام ] نزد من آمده بود ، او را مىبخشيدم . زنان و كودكان طالبيون را نيز ابتدا به كوفه بردند و سپس به دمشق ، كه در آنجا نهايتا خليفه با ايشان با مهربانى رفتار كرد ؛ گرچه در آغاز ملاقاتشان ، با آنان به تندى