ص 209 ؛ مح . ا ، ص 163 ) . او مشتى از خاك كربلا را به پيامبر داد . ( مح . ا ، ص 163 ) . جبرئيل حسين [ عليه السّلام ] را ، هنگامى كه مادرش خوابيده بود ، در آغوش خود تكان مىداد . ( ا . ش ، ص 229 ) . تولد حسين [ عليه السّلام ] به حال فرشتهاى مفيد واقع شد : اين فرشته ، براى مجازات ، به جزيرهاى تبعيد شده و بالهايش شكسته بود . او گروهى از فرشتهها را ديد كه براى عرض تبريك ، نزد پيامبر مىروند . از آنان خواست كه او را نيز همراه خود ببرند ؛ و با ماليدن بالهاى شكستهاش به آن نوزاد ، آنها را مداوا كرد . اين ملك با شفاعت پيامبر ، دوباره به جايگاه خود در بهشت بازگشت و از آن پس ، مولاى حسين [ عليه السّلام ] نام گرفت ( ا . ر ، ص 49 ؛ ا . ش ، ص 228 و صفحه بعد و غيره ) . همين فرشته است كه نام زائران حسين [ عليه السّلام ] را در كربلا ثبت مىكند ( ا . ر ، ص 79 ) . پيامبر فرزند خود ابراهيم و نيز حسين [ عليه السّلام ] را بر زانوانش نشانده بود . جبرئيل به او خبر داد كه طبق مشيت الاهى ، هر دوى آنان زنده نخواهند ماند ، و زندگى يكى از آن دو را مىتوان با مرگ ديگرى نجات داد . پيامبر با چشمانى اشكآلود ، از ابراهيم دل كند تا على [ عليه السّلام ] و فاطمه [ عليها السّلام ] را گريان نبيند ( ا . ش ، ص 234 و صفحه بعد ) .
معجزات مربوط به وفات او
هنگامى كه حسين [ عليه السّلام ] در ميدان جنگ كشته شد ، هوا تاريك شد و ستارگان نمايان گشتند و . . . . آسمان سرخ رنگ گرديد ، و . . . ( بلا ، ص
r
661 ؛ مف ، ص 251 ؛ ا . ش ، ص 212 و صفحه بعد ؛ مح . ا ، ص 302 و صفحه بعد و ص 305 و صفحه بعد ) . باران خون باريدن گرفت كه آثار آن بر سر و جامههاى مردم تا سرزمين خراسان بر جاى ماند ، و . . . ( بلا ، ص
v
606 ؛ مح . ا ، ص 303 و صفحه بعد ) . در شام و نقاط ديگر ، زير سنگها ، خون نمايان شد ( بلا ، ص
r
677 ؛ ا . ش ، ص 212 ، 218 ، 238 ؛ مح . ا ، ص 304 و صفحه بعد ) . ( روايات مشابه در : ا . ش ،