ص 213 و غيره ) خون از ديوارها تراوش كرد ( مح . ا ، ص 304 ) . در شب وفات حسين [ عليه السّلام ] ، ام سلمه يا ابن عباس در خواب پيامبر را ديد كه موهاى سر و صورتش خاكآلود است ، و درون شيشهاى خون مىريخت ( ا . ش ، ص 213 ، 236 ؛ ا . ك ، ص 200 و صفحه بعد ؛ مح . ا ، ص 163 ) . خاك كربلا كه جبرئيل يا فرشتهاى ديگر به پيامبر داده بود و ام سلمه آن را نگاه داشته بود ، در شب بعد از وفات حسين [ عليه السّلام ] تبديل به خون شد . ام سلمه دريافت كه فاجعهاى رخ داده و فرياد برآورد . او اولين كسى بود كه در مدينه فرياد زد ( ا . ر ، ص 73 ؛ مف ، ص 250 و صفحه بعد ؛ ا . ش ، ص 213 ؛ ا . ك ، ص 199 ، 200 و صفحه بعد ) . ( تمام اين روايات كه بيان مىكنند پيامبر خون شهداى كربلا را جمع كرد يا مشتى از خاك كربلا را دريافت داشت و . . . به شكل « احاديثى » بسيار متنوع با اسنادهاى گوناگون ارائه گرديدهاند و به خصوص در « مسندهاى » متداول و غير آن يافت مىشوند .
براى اطلاع از مجموعهاى از آنها كه با ترتيب موضوعى مرتب گرديدهاند ، رجوع كنيد به كتاب متقى هندى كه در كتابنامه ذكر گرديده است . ) اجنّه گريستند و اشعارى قرائت كردند ؛ همسران اجنّه نوحههاى سوگوارى سر دادند ؛ ام سلمه و زنان ديگر صداى آنها را شنيدند . هنگامى كه سر حسين [ عليه السّلام ] به دمشق برده مىشد ، فرشتگان مىگريستند ( ا . ش ، ص 219 ؛ ا . ك ، ص 200 و 201 ؛ مح . ا ، ص 306 و صفحه بعد ) . حتى درندگان و ماهيان نيز مىگريستند . ( ا . ش ، ص 238 ) على [ عليه السّلام ] مىدانست كه فرزندش در كربلا كشته خواهد شد و هنگامى كه از اين سرزمين مىگذشت ، توقف كرد و گريست و پيشگويى پيامبر را به ياد آورد ( مح . ا ، ص 164 و صفحه بعد ) . او نام كربلا را اينگونه تفسير كرد : كرب و بلا ( مصيبت و امتحان ) . شهداى كربلا ، بدون آنكه دربارهء اعمالشان از آنها سئوال شود ، وارد بهشت خواهند شد ( ا . ك ، ص 199 ) . شخصى ناشناس كه همه صدايش را شنيدند اما او را نديدند ، در شب قبل از جنگ آياتى تهديدآميز تلاوت مىكرد ( ط ، ص 385 ) .
تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي ) — صفحة 171
مساهمون: محمود تقى زاده داورى
ص١٧١