تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
به ياد خدا مىاندازم . . . ؛ اگر جنگى درگيرد ، كشته خواهى شد . . . » . اما حسين [ عليه السّلام ] از مرگ نمىهراسيد . هنگامى كه در ناحيهء نينوا ( بخشى از « سواد » كوفه ) توقف كردند ، سوارى از كوفه رسيد و بدون سلام به حسين [ عليه السّلام ] نامه‌اى را از ابن زياد به دست حرّ داد . در اين نامه ابن زياد به حرّ دستور داده بود كه اجازه ندهد شورشيان در هيچ مكانى توقف كنند ، مگر در بيابانى بدون آب و فاقد تجهيزات و استحكامات . سپس زهير بن قين پيشنهاد كرد كه حسين [ عليه السّلام ] به گروه كوچك حرّ حمله كند و روستاى عكر را كه استحكاماتى داشت به تصرف درآورد ؛ اما حسين [ عليه السّلام ] از شروع درگيرى و جنگ خوددارى ورزيد . روز دوم محرم او در سرزمين كربلا كه جزو ناحيه نينوا بود اردو زد . روز سوم محرم ، اوضاع رو به وخامت گذاشت : سپاهى شامل چهار هزار نفر تحت فرماندهى عمر بن سعد بن ابى وقاص از كوفه رسيد . او به فرمان ابن زياد در مقام « نايب » در رى منصوب شده بود و قرار بود به دستبا برود تا قيام « ديلميان » را فرو نشاند ؛ اما ابن زياد او را براى سركوبى حسين [ عليه السّلام ] فراخواند . ابن سعد بيهوده كوشيد تا از اين وظيفهء نفرت‌انگيز بگريزد ، اما چون تهديد شد كه منصب خويش را از دست خواهد داد سرانجام مجبور به اطاعت گرديد . پس از آنكه ابن سعد به كربلا رسيد ، قاصدى به او خبر داد كه حسين [ عليه السّلام ] اكنون صرفا قصد عقب‌نشينى دارد ؛ اما ابن زياد پس از دريافت اين خبر اصرار ورزيد كه شورشيان بايد با يزيد بيعت كنند . در همين حال ، از دسترسى آنان به رودخانه جلوگيرى كردند . عمر بن سعد شخصى به نام عمرو بن حجاج زبيدى را به همراه پانصد اسب سوار در مسير فرات گماشت ، به گونه‌اى كه حسين [ عليه السّلام ] و يارانش به مدت سه روز شديدا از تشنگى رنج مىبردند . يك گروه شجاع به فرماندهى برادر حسين [ عليه السّلام ] ، يعنى عباس ، به سمت فرات يورش بردند اما تنها توانستند چند مشك آب را پر كنند . در همين حال ، ابن سعد مىكوشيد تا به توافقى دست يابد و شبانه مذاكراتى را با